تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۲/۱۵ - ساعت ۱۵:۵۳ کدخبر: 98401 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

ایران حافظ مرزهای جغرافیایی خاورمیانه

حضور و استمرار چندین قدرت منطقه ای در خاورمیانه برای اسراییل قابل تحمل نیست. سوق دادن کشورهای منطقه به کشورهایی ضعیف و متزلزل در راستای استراتژی های بلندپروازانه اسراییل است که خواهان تجزیه این کشورها و متعاقبا بسط و گسترش مرزهای جغرافیایی خود است. با این تفاسیر می توان نتیجه گرفت که سقوط حکومت در ایران علاوه بر تجزیه جغرافیایی این کشور، آغازگر تجزیه سایر کشورهای خارومیانه و قلمروهای سیاسی آنها توسط رژیم صهیونی خواهد بود.

به گزارش آذرانجمن، مقصود عهدی – کارشناس ارشد روابط بین الملل/ یکی از مهمترین موانع فروپاشی مرزهای ژئوپولوتیکی در منطقه خاومیانه در حال حاضر، حکومت حاکم بر ایران است. به عبارتی جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی مقابل آمریکا و اسرائیل علاوه بر حفظ تمامیت ارضی خود به نوعی جلوی فروپاشی و تجزیه سایر کشورهای منطقه در آینده را نیز می گیرد. جنگ ایران و اسرائیل علاوه بر خسارات اقتصادی کلان بر منطقه، حامل رویدادهایی است که نتایج آن علاوه بر تغییر موازنه قدرت در منطقه و جهان، می‌تواند پهنای کشورهای منطقه را برای قرن ها دستخوش تغییر قرار دهد.

در این حین قدرت های منطقه نیز به خوبی از این امر آگاه هستند. همین قدرت ها به غیر از عربستان بیشتر از سایر کشورها و نهادهای بین المللی، برای میانجیگری و حل و فصل مسالمت آمیز جنگ پیش قدم شدند. وساطت ترکیه، پاکستان و مصر را می توان شاهد این مدعا عنوان کرد.

Advertise

به اذعان برخی از کارشناسان بعد از ایران نوبت به ترکیه و سایر کشورهای منطقه نیز خواهد رسید.اسراییل از سال ۱۹۴۸ میلادی و طی اعلامیه بالفور اعلام موجودیت کرد. از این تاریخ این رژیم منتظر فرصتی است تا نژاد خود را برتر جلوه داده و مساحت جغرافیایی خود را توسعه دهد. در این راه نیز هیچ خط قرمزی را برای خود متصور نبوده و نیست. ویرانه های غزه و لبنان و در این اواخر نیز بمباران مدارس و مناطق مسکونی در ایران، چهره عریان تفکر حاکم بر این رژیم را نمایان می سازد.

ترکیه و اسراییل

ترکیه اگرچه به عنوان یکی از قدرتهای منطقه ای قلمداد می گردد اما از یک مشکل اساسی داخلی رنج می برد. مسائل مربوط به ادعاهای تجزیه طلبانه کردهای ساکن در جنوب شرقی و شرق ترکیه، این کشور را مجبور به مداخلات نظامی در عراق و سوربه کرده است. اسرائیل نیز از این امر به خوبی آگاه بوده و شروع به برقراری روابط حسنه با این گروه ها کرده.

بسیاری از کارشناسان ادعای خروج آمریکا از ناتو را از این منظر بررسی می کنند. از آنجائیکه ترکیه نیز در سوریه نفوذ دارد، و بعد از سقوط حکومت اسد اسرائیل نیز بیش از پیش شروع به مداخله نظامی در این کشور کرده، درگیری این دو کشور در جغرافیای سوریه در آینده نزدیک دور از ذهن نیست. بر اساس این گزاره ها سیاست مداران ترک بر این عقیده هستند که بمباران ترکیه برای رژیم صهیونیستی با فرض اینکه آمریکا نیز از ناتو خارج شده است، دشوار نخواهد بود.

در کنار این وقایع، حمایت های مادی و معنوی دولت و ملت ترکیه و ارسال کمک های بشر دوستانه به ایران را می توان به نوعی در راستای همگرایی منطقه ای این کشور با ایران قلمداد کرد.

پاکستان و اسرائیل

پاکستان به عنوان یک قدرت هسته ای در عرصه سیاست بین‌الملل، نیز چندان خوشایند اسراییل نیست. پاکستان متزلزل و بدون حمایت از جانب آمریکا، شروعی خواهد بود برای تهاجم و برنامه ریزی های خبیثانه از جانب اسراییل. وعلت اینکه در حال حاضر بین این دو کشور درگیری ای وجود ندارد، قطع یقین می توان گفت که در کنار حمایت های آمریکا از پاکستان، سرگرم بودن اسرائیل در سایر جبهه ها است. بعبارتی با استمرار سیاست های فعلی تلاویو در عرصه سیاست خارجی، درگیری بین این کشور و پاکستان در دهه های آینده دور از ذهن نخواهد بود.

عربستان و اسرائیل

عربستان دولت دوست و حامی آمریکاست و در ظاهر نیز چندان با اسرائیل تنشی ندارد. اما با موشکافی دقیق ساختار قدرت در عربستان می توان متوجه این امر شد که نگرانی پنهانی در دل این حاکمیت نسبت به اسرائیل وجود دارد. رژیم صهیونیستی تا زمانی پاپیچ عربستان نخواهد شد که این کشور در راستای منافع و سیاست های واشنگتن حرکت کند. در غیر اینصورت زیر ضرب رژیم صهیونی خواهد رفت.

موضع عربستان در قبال سیاست های منطقه ای و بین المللی تبدیل به موضوع پیچیده ای شده است که در هر دو صورت محکوم به شکست است. از طرفی چون خودش را به عنوان لیدر جهان اسلام قلمداد می کند، به آسانی نمی تواند وارد پیمان ابراهیم گردد، و از طرفی دیگر در صورت عدم پشتیبانی نظامی از جانب آمریکا خودش به تنهائی توان دفاع از خود در برابر تهاجمات خارجی را ندارد. گزاره ها به خوبی بیانگر سردرگمی این کشور در عرصه سیاست های منطقه ای است.

نتیجه گیری: نهایتا به صورت خلاصه می‌توان گفت که حضور و استمرار چندین قدرت منطقه ای در خاورمیانه برای اسراییل قابل تحمل نیست. سوق دادن کشورهای منطقه به کشورهایی ضعیف و متزلزل در راستای استراتژی های بلندپروازانه اسراییل است که خواهان تجزیه این کشورها و متعاقبا بسط و گسترش مرزهای جغرافیایی خود است. با این تفاسیر می توان نتیجه گرفت که سقوط حکومت در ایران علاوه بر تجزیه جغرافیایی این کشور، آغازگر تجزیه سایر کشورهای خارومیانه و قلمروهای سیاسی آنها توسط رژیم صهیونی خواهد بود.

چرا که استراتژی ها سیاسی و ایدئولوژی های دینی حاکم بر سیاست خارجی اسرائیل به دنبال گسترده کردن مساحت جغرافیایی این کشور و تبدیل کردن آن به تنها هژمون منطقه است.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *