چگونه موتور «حوصله» را دوباره استارت بزنیم؟

بزرگترین اشتباه در روزهای پس از التهاب این است که بگوییم: «کی دوباره مثل قبل میشوم؟» جنگ و بحران، حس «کنترل روی زندگی» را از انسان میگیرد و بیحوصلگی، واکنش بدن به همین از دست دادن کنترل است، باید چه کنیم؟ عاملیت خود را پس بگیرید.
به گزارش آذرانجمن، بزرگترین اشتباه در روزهای پس از التهاب این است که بگوییم: «کی دوباره مثل قبل میشوم؟» جنگ و بحران، حس «کنترل روی زندگی» را از انسان میگیرد و بیحوصلگی، واکنش بدن به همین از دست دادن کنترل است، باید چه کنیم؟ عاملیت خود را پس بگیرید.
به جای برنامههای بزرگ، روی کارهایی دست بگذارید که نتیجهاش صد در صد در کنترل شماست. تعمیر یک وسیله خراب در خانه، رنگ کردن یک دیوار یا هرس کردن یک باغچه. وقتی مغز میبیند کاری را اراده کردید و فیزیکی انجام شد، قفل بیحوصلگی شکسته میشود.
پروفسور بسل وندرکولک در تحقیقات مشهور خود نشان داده است که ترومای ترس و جنگ در ماهیچهها و فاسیای بدن ذخیره میشود. بیحوصلگی شما ریشه در جسم یخزدهتان دارد. حرف زدن یا استراحت کردن این یخ را باز نمیکند.
باید چه کنیم؟ به جای تلاش ذهنی برای باحوصله شدن، ریتم فیزیکی ایجاد کنید. بدن در شرایط پسابحران به حرکات ریتمیک نیاز دارد. راه رفتنهای تند و منظم، طناب زدن، یا حتی تمیز کردن ضربآهنگدار محیط کار. حرکت فیزیکی، سیگنال «پایان انجماد» را به مغز مخابره میکند.
در شرایطی که جامعه از یک شوک بزرگ عبور کرده، تلاش برای «شاد بودن» یا «لذت بردن» معمولاً با عذاب وجدان یا شکست مواجه میشود. رواندرمانی وجودی (لوگوتراپی) میگوید در این مواقع نباید دنبال لذت باشید، باید دنبال «معنا» بگردید. باید چه کنیم؟ به جای اینکه بپرسید «امروز چه کاری به من میچسبد؟»، بپرسید «امروز چه کاری از من ساخته است؟» کمک به بازسازی کسبوکار یک دوست، نوشتن تجربیات این روزها یا یاد گرفتن یک مهارت سخت برای آیندهای که میخواهید بسازید. «معنا»، قویترین سوخت برای موتور خاموش اراده است.د
ر دوران بحران، ما صرفاً «مصرفکننده» اخبار و اضطراب بودیم. ذهن مصرفکننده، منفعل و بیحوصله میشود.باید چه کنیم؟ برای عبور از این فاز، باید به یک «خالق» تبدیل شوید. مهم نیست چه چیزی خلق میکنید؛ پختن یک نان خانگی، نوشتن یک کد برنامهنویسی، ساختن یک کاردستی یا راهاندازی یک کمپین کوچک محلی. فرآیند «خلق کردن»، پادزهر مستقیم «ویرانی» ناشی از سایه جنگ است.
عبور از این روزها، شبیه راه رفتن با پاهای گچگرفتهای است که تازه باز شدهاند. اولش درد دارد، عضلات تحلیل رفتهاند و قدم برداشتن سخت است. اما تنها راه فرار از ویلچر، تمرین همین قدمهای لرزان است.
آتشبس واقعی زمانی در زندگی شما رخ میدهد که تصمیم بگیرید با وجود تمام خستگیها، آستینها را بالا بزنید و سهم خودتان را از زندگی پس بگیرید. ایران و آینده با دستهای باحوصله و ارادههای بیدار ما ساخته خواهد شد.برخیزید!
انتهای پیام/


آذرانجمن






نظرات