عصر ایستادگی
آذربایجان و تبریز در حافظه تاریخی ایران، نه صرفاً نام یک جغرافیا، بلکه نماد یک روح است؛ روحی که در بزنگاههای سرنوشتساز کشور، قامت افراشته و زبان گویا و بازوی قدرتمند ملت ایران بوده است. تاریخ معاصر ایران بدون روایت مقاومت مردم آذربایجان، روایتی بسیار ناقص و نارساست.
به گزارش آذرانجمن، محمد سهرابی/ از روزگاری که تبریز در کوران استبداد صغیر، پرچمدار آزادیخواهی ایران شد و ستارخان و یارانش با دستان خالی ایستادگی را به یک مکتب سیاسی ـ اجتماعی بدل کردند، تا دهههای بعد که این خط ممتد مقاومت در اشکال گوناگون تداوم یافت، آذربایجان همواره در متن تحولات ملی ایستاده است، نه در حاشیه آن. ایستادگی مردم آذربایجان در برابر فشارهای داخلی و خارجی، نه واکنشی احساسی، بلکه برآمده از فهم تاریخی آنان از مسئولیتپذیری بوده است؛ مسئولیتی در قبال ایران.
در دوران دفاع مقدس هشتساله، این روحیه تاریخی بار دیگر تجلی یافت. فرزندان آذربایجان، از فرماندهان برجسته تا رزمندگان گمنام، در خط مقدم دفاع از استقلال و شرافت مرزهای ایران ایستادند. افراد شاخصی چون شهید مهدی باکری و شهید حمید باکری تنها فرماندهان نظامی نبودند؛ آنان تجسم پیوند دیرینهای بودند که میان ایمان، آگاهی و مقاومت در فرهنگ آذربایجان شکل گرفته است. باکریها ادامه همان مسیری بودند که از سنگرهای ستارخان در امیرخیز آغاز شده بود.
این خط مقاومت، محدود به مرزهای جغرافیایی آذربایجان نماند و در دهههای بعد، در قالب دفاع از امنیت ملی و عمق راهبردی ایران تداوم یافت. شهید سرلشکر قاسم سلیمانی بهعنوان نماد مقاومت فرا ملی و دفاع از عزت ایران، جایگاهی ویژه در وجدان عمومی مردم آذربایجان یافت. واکنش فوری و کمنظیر مردم تبریز به ترور این فرمانده بزرگ، تنها یک مراسم سوگواری نبود؛ بلکه تجلی همان پیوند عمیق تاریخی میان آذربایجان و مفهوم مقاومت بود. حضور گسترده مردم تبریز در اولین ساعات ترور این شهید بزرگ، نشان داد که تبریز و آذربایجان، مقاومت را نه صرفاً در چهرههای بومی، بلکه در هر نماد صادق دفاع از ایران و جهان اسلام بازمیشناسد.
در تحولات سالهای اخیر و بخصوص جنگ ۱۲ روزه با رژیم جنایتکار صهیونیستی نیز، این پیشینه تاریخی باری دیگر معنا یافت. دفاع مقدس ۱۲ روزه ایران در مواجهه با جنگ تحمیلی اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، صرفاً یک درگیری نظامی کوتاهمدت نبود؛ بلکه میدانی برای سنجش سرمایه اجتماعی مقاومت در ایران بود. در این میان، علاوه بر نیروهای میدانی و موثر، افکار عمومی آذربایجان و تبریز نیز همچون گذشته، با صراحت و صلابت در کنار دفاع از امنیت ملی و اقتدار ایران ایستاد و نشان داد که پیوند این خطه با مفهوم استقلال و اقتدار ملی پیوندی ریشهدار و تاریخی است.
ویژگی ممتاز مقاومت در آذربایجان، پیوستگی و همبستگی آن با آگاهی سیاسی است. این ایستادگی نه کور است و نه مقطعی؛ بلکه برآمده از تحلیل شرایط، شناخت دشمن و درک موقعیت تاریخی کشور در منطقه است. به همین دلیل، آذربایجان همواره نقش مؤثری در جهتدهی به تحولات سیاسی معاصر ایران ایفا کرده و در آینده نیز یکی از تکیهگاههای اصلی ثبات و پیشرفت کشور خواهد بود.
«عصر ایستادگی» عنوان یک دوره محدود تاریخی در آذربایجان و ایران نیست، بلکه توصیفی کوتاه از یک دوران مداوم و عزتمند تاریخی است. دوران پرافتخاری که از عصر مقاومت در مقابل تجاوز شوروی در دوران قاجار و حماسه ایستادگی و مبارزه ستارخان برای تثبیت مردمسالاری در ایران آغاز میشود، از باکریها، تجلاییها، فکوریها، آل هاشمها، باقریها و… عبور میکند، در مکتب سردار سلیمانی به افقهای فراتر از مرزها میرسد و امروز در کنش آگاهانه مردم آذربایجان در برابر تهدیدها و تطمیعهای رنگ به رنگ و نوظهور ادامه دارد. تا زمانی که این روحیه زنده است، آذربایجان نه فقط حافظه مقاومت ایران، بلکه یکی از ضمانتهای آینده آن خواهد بود.
انتهای پیام/

آذرانجمن
نظرات