گفتگو با علی مرادی مراغهای، نویسنده و پژوهشگر تاریخ؛
دوران قاجار بدون عینک پهلوی!
در این پادکست یکبار دیگر همه باهم بدون عینک پهلوی واقعیتهای سلسلهی قاجاریان را مرور میکنیم.
گروه فرهنگ و هنر آذرانجمن: تاریخ و تاریخنگاری به عنوان یکی از مهمترین بسترهای حضور و نمود ایرانشهری و به عنوان ابزاری توانمند در تثبیت ناسیونالیسم باستانگرا در فضای فرهنگی ایران معاصر و شکلدادن به ذهنیت شبهروشنفکری ایران به صورت تربیت طبقهای روشنفکرنما مورد توجه قرار گرفت. در حقیقت از اواخر دورهی قاجاریه و سراسر دورهی سلطنت پهلوی اول، روند تاریخ نگاری جدیدی از سوی دستگاههای فرهنگی کشورهای استعماری اروپایی برای تمامی سرزمینهای جهان اسلام و ایران آغاز شد، روندی که تا به امروز ذهنیت و نوع نگاه شبهروشنفکری دانشگاهی و غیردانشگاهی این کشورها را وسیعا تحت تأثیر قرار داده و به یک مسیر به ظاهر ملیگرایانه و عملا باستانگرایانه در تحقیقات تاریخی هدایت کرده است.
در این مسیر و طی دوران قاجاریه و پهلوی اول تا به امروز بخش عمدهای از تاریخ نویسان ایرانی با محور قرار دادن ملیگرایی و باستانگرایی در صدد برآمدهاند با ارائهی قرائتی نوین از تاریخ ایران به ظاهر به احیای غرور ملی و ترویج ملیگرایی در میان مردم پرداخته و موجبات تجدید حیات عظمت و شکوه منسوب به دوران ایران باستان را فراهم آورند. اما در عمل در نتیجهی ظهور چنین روندی، تاریخ و تاریخنگاری به تدریج به ابزاری برای مشروعیتبخشی به سلطنت پهلوی و تثبیت تولیدات و محصولات تاریخی و باستانشناسی غرب دربارهی ایران تبدیل شد و تاریخسازیهای انجام شده در یکی دو سدهی اخیر را با ملات ملیگرایی به بخشی جداییناپذیر از ذهنیت و هویت شبهروشنفکران این سرزمینها تبدیل کنند و این ذهنیت را از طریق نظامهای آموزشی و رسانههای جمعی به ذهن تودهی مردم نیز تسری بخشند و در نهایت هویت تازهای برای مردم تعریف کنند.
اما در این میان پژوهشگران زیادی نیز هستند که به دنبال حقایق تاریخ رفته اند و میخواهند مردم را متوجه جعلیات کنند. تاریخ دوران قاجار نیز قربانی همین جعلیات بوده و ما همیشه قاجار ها را از عینک پهلوی دیده ایم و قضاوت کرده ایم.
علی مرادی مراغهای، نویسنده و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در گفتگو با آذرانجمن در خصوص تاریخنگاری دوران پهلوی در خصوص امپراطوری قاجار چنین میگوید:
گفتگو: عاطف احدپور

آذرانجمن
نظرات