یادداشت| رشد یافته ها یا رشد داده شده ها

یک انسان "رشد یافته" در بسیاری از اوقات از معدن طلا هم برای کشورش ارزشمند تراست. متقابلا یک انسان رشد داده شده از هر آفتی زیان آورتر! به قول دکتر چمران: اگر کسی بدون لیاقت بالا برود، بدون "خیانت" پایین نخواهد آمد.
گروه سیاسی آذرانجمن: “رشد یافته” با “رشد داده شده” خیلی فرق دارد. با باردار شدن همزمان ۹ زن، پس از یک ماه، کودکی متولد نمیشود! حتی اگه بسیار با استعداد باشید و تمام تلاشهای ممکن را بکنید، برخی نتایج قطعاً نیازمند گذر زمان هستند. “وارن بافت ”
یکی از وزرا تعریف می کرد: « زمانی که وزیر شدم یکی از کارکنان گفتند آقای وزیر تنخواه ما تمام شده است. من نمی دانستم تنخواه گردان چیست. دوباره و سه باره آمد. برای من سخت بود بپرسم تنخواه گردان چیست!؟ در نهایت از ایشان خواستم توضیح دهند تنخواه گردان چیست!؟» خود ایشان می گفت هزینه زیادی برای ما شده است تا با روش آزمون و خطا تا حد وزیر رشد کنیم.
در جامعه ما تحولات یک شبه و جهشی زیاد انجام گرفته است. گاهی وقتی از خواب بیدار می شویم می بینیم عده ای از عرش به فرش رسیده اند و عده ای هم از فرش به عرش! ما با مدد دموکراسی لَش، با صدور مدرک تحصیلی و … میخواهیم یک انسان را در مدت کوتاهی و بدون طی مراحل رشد یافتگی همانند مثال آقای بافت خلق کنیم و رشد دهیم و محدودیت زمان را با کثرت آراء یا چیزهای دیگر حل کنیم. اما نمی شود، شاید هم بشود، اما روزگارمان همانند امروز مان میشود. همه چیز درهم و گیج و پیچیده.
یک انسان “رشد یافته” در بسیاری از اوقات از معدن طلا هم برای کشورش ارزشمند تراست. متقابلا یک انسان رشد داده شده از هر آفتی زیان آورتر! به قول دکتر چمران: اگر کسی بدون لیاقت بالا برود، بدون “خیانت” پایین نخواهد آمد.
حاکم شدن رشد داده شده ها، باعث میشود رشد یافته ها تحقیر شوند و در بهترین حالت از کشور فرار کنند.
من نمی توانم از رشد یافتگی در ورزش صحبت کنم و سخنی از محمد بنا یا علی دایی نیاورم.
کان هی لی رئیس سامسونگ، ماتسوشیتا رئیس پاناسونیک و کار آفرین قرن در تمام دنیا، مدیر عامل آمازون و اپل و هزاران نفر دیگر همان منابع عظیم انسانی هستند که “رشد یافته” بودند نه “رشد داده شده”.
اوبامای کنیایی از معادن الماس هم برای آمریکایی ها ارزشمند تر بود. او زمانی سکان ریاست جمهوری آمریکا را بدست گرفت که بیش از ۴۰۰ بانک در پی بحران عظیم مالی سال ۲۰۰۸ ورشکسته شده بودند و اصلا امیدی به برون رفت نبود. در سیاست هم همین است.
میلیونها رای هم نمی تواند یک نخبه سیاسی بوجود آورد بلکه برعکس، نخبگان سیاسی را در اقلیت قرار می دهد و حذف می کند.
بدون شک، رشد داده شده ها حرف گوش کن تر هستند چون نه قدرت تفکر عالی دارند و نه توان مخالفت. گروهی از انسانهای ضعیف و بی لیاقت هستند که: مدیریت کردن آنها ساده تر از نخبگان است. جامعه زمانی توسعه می یابد که به هر طریق ممکن نخبگان را جذب و از آنها پیروی کند، نه اینکه به مدد مدرک و دموکراسی و یا هر شیوه دیگری کشور را، دنباله روِ رشد داده شده ها کند.
گاهی رای به رشد داده شده ها، همان مصداق پولشویی در اقتصاد است و من نام آن را “آدمشویی سیاسی” گذاشته ام. اما از پولشویی بسیار خطرناک تر است. باور کنیم هیچگاه یک انسان معمولی به مدد رای، تبلیغات، مدرک تحصیلی و …، رشد یافته سیاسی نمی شود.
باور کنیم بسیاری از مشکلات کنونی کشور ریشه ی انسانی و مدیریتی دارند. رشد یافتگی مراحل دارد. ما نیاز به آموزش و ممارست طولانی داریم تا یک نفر بتواند رشد کند. یک شبه نمی شود یک انسان را رشد داد. بدبختی بزرگ کشور اکنون رشد داده شده ها هستند.
به باور اکثر شرکت کنندگان در یک نظر سنجی: بدترین و زیانبارترین “مافیا” در هر کشوری ، مافیایِ “انتخاب” مدیران است.
یادداشت از: سیدجواد مرتضوی _دانش آموخته مدیریت منابع انسانی
انتهای پیام/


هادی میدانی
نظرات