کربلا، میان اشک و استوری

پیادهروی اربعین، سنتی دیرینه است که پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانش تا امروز برپا مانده است.
گروه فرهنگی آذرانجمن:احادیث روایتشده از بزرگان و پیشوایان دینی، درباره فضیلت زیارت اربعین، نشاندهنده جایگاه والای این سفر معنوی است.
در برهههایی از تاریخ، زیارت اربعین از سوی حاکمان ممنوع بود و عاشقان اهلبیت(ع) با تحمل سختیها و گاه به بهای جان، خود را به این مسیر میرساندند.
در کشور ما نیز این دلدادگی فراز و نشیبهای فراوانی را پشت سر گذاشته است. در سالهای دفاع مقدس و حتی سالهای پس از آن، این سفر معنوی همچنان با دشواری همراه بود. خوشبختانه در سالهای اخیر، پیادهروی اربعین با شکوهی کمنظیر برگزار میشود و زائران، با تکریم و احترام مردم عراق، راهی زیارت میشوند.
پیادهروی اربعین در همین سالها، نماد دلدادگی، ایثار و عشق بوده است. خدمتهای خالصانه موکبداران و پاهای خسته و تاولزده زائران، معنای حقیقی این مسیر را روایت کردهاند.
کربلا، سرزمین گمنامی و ذوب شدن در معشوق است؛ جایی که «خود» فراموش میشود. شاید فلسفه این پیاده طی کردن، تمرین ازخودگذشتگی، همنوعدوستی و سادگی باشد؛ جایی که سکوت و صبر مشق میشود و در هیاهوی زندگی مدرن، چند روز زیستن بیآلایش، غنیمتی ارزشمند است.
وقتی موکبداران بیهیچ چشمداشتی، مخلصانه و با آغوش باز پذیرای زائر خسته میشوند؛ وقتی پیرزن عراقی دار و ندارش را در سینی کوچکی از رطب پیشکش میکند؛ یا کودکی با جرعهای آب، عطش زائری را فرو مینشاند، میتوان گوشهای از مدینه فاضله را به تماشا نشست.
تا چند سال پیش، تصاویر تلویزیونی از این وادی، تنها دلخوشی جاماندگان اربعین بود. بعدها، پیشرفت فناوری به کمک ثبت خاطرات آمد و لحظههای شیرین این زیارت، در قاب دوربینها ماندگار شد.
برای جاماندگان و حتی زائرانی که پس از بازگشت، دلتنگی این سفر جانشان را فرا میگیرد، همین تصاویر مرهمی بر فراق است. افزون بر آن، این قابها شکوه و عظمت اربعین را به جهان مخابره میکنند و پیام عاشورا را فراتر از مرزها میرسانند.
اما در میان این همه دلدادگی، گاه روایتهایی دیده میشود که بیش از آنکه بوی زیارت بدهد، بوی الگوریتمهای شبکههای اجتماعی را با خود دارد.
برای عدهای، گویی کربلا به لوکیشنی برای خودنمایی تبدیل شده است. «من»ی که قرار بود در این مسیر رنگ ببازد، دوباره در مرکز همه قابها میایستد و همه چیز حول نمایش «خود» میچرخد.
چهرههایی که برخلاف پریشانی و سادگی زائران، با ظاهری بزک کرده برای جلب توجه، ناخواسته حرمت فضا را کمرنگ میکنند و به جای روایت سبکبالی، تصویری از سبکسری به نمایش میگذارند.
عطش برخی، بیش از آنکه برای وصال باشد، عطش بازدید، لایک و دنبالکننده است.
کافی است چند دقیقه در میان انبوه تصاویر اربعین جستوجو کنید؛ گاهی پیش از آنکه نوای «لبیک یا حسین» به گوش برسد، محتوایی سطحی و نمایشی، ذهن مخاطب را درگیر میکند.
پیش از آنکه نگاه به گنبد و بارگاه بیفتد، در میان ازدحام بینالحرمین، کسی مشغول ساختن محتوایی زرد یا برگزاری جشن تولدی نمایشی است؛ تصاویری که با روح این سفر معنوی نسبتی ندارند.
کافی است نگاه زائران عراقی و دیگر کشورها را ببینید؛ نگاههایی آمیخته با تعجب و تأسف که گاه انسان را از این بیملاحظگیها شرمسار میکند.
برای آنان که هر مکان مقدسی را صرفاً لوکیشنی برای تولید محتوا میبینند، کاش کربلا را برای عاشقان و اهل معرفت باقی بگذارند و مقدسات را قربانی عطش دیده شدن نکنند.
کاش در میان بازارگردیها، استوری خوراکی ها،شوخیهای سخیف و رقابت برای دیده شدن، جرعهای از درس بزرگ اربعین، یعنی «تفکر»، «فروتنی» و «ازخودگذشتگی» را نیز میچشیدند.
سالهاست عدهای در کمین نشستهاند تا از هر رفتار نادرستی، دستاویزی برای تخریب پیادهروی اربعین بسازند. دیروز میگفتند به جای این هزینهها، فقرای وطن را دریابید؛ امروز نیز رفتارهای ناپخته معدودی را به پای میلیونها زائر مینویسند و این اجتماع عظیم را دستمایه تحقیر میکنند.
آنچه شایسته نقد است،اصل تولید محتوا نیست؛ بلکه جایی است که زیارت، به صحنه نمایش «من» تبدیل میشود و معنویت، قربانی عطش دیده شدن میشود. کربلا اگر قرار است درسی برای انسان امروز داشته باشد، درس ایثار و همنوع دوستی و اخلاق است،نه خودنمایی؛ درس اندیشیدن است، نه مسابقه برای بازدید بیشتر.
این راه با اخلاص عاشقانش زنده مانده و بیتردید با هیاهوی چند محتوای سطحی نیز خاموش نخواهد شد. آنچه میماند، نه تعداد دنبالکنندگان، که ردپای زائرانی است که بینام آمدند، عاشقانه رفتند و کربلا را همانگونه که بود، حریم دل باقی گذاشتند.
شکوه اربعین با چند رفتار نسنجیده رنگ نمی بازد؛چرا که این عشق الهی است و این نور، خاموششدنی نیست.
انتهای پیام/


رعنا شکری
نظرات