شوک سوم به اشتغال زنان

در یک دهه اخیر اشتغال زنان در ایران، با نوسانات قابل توجهی روبهرو بوده است. به نظر میرسد «تحریمهای اقتصادی» و «کرونا» دو عامل اثرگذار بر کاهش میزان مشارکت اقتصادی زنان و افت سهم اشتغال آنان در بازار کار بودهاند. حال باید عامل سوم، یعنی اختلال اینترنتی نیز به آنها افزوده شود. مطابق برآوردها، زنان سهم قابل توجهی در مشاغل فضای اینترنت داشتند که تحولات هفتههای اخیر، ضربه جدیدی به اشتغال آنها وارد کرده است. «دنیایاقتصاد» با تحلیل آخرین آمارها، وضعیت نوسانی اشتغال زنان را بررسی کرده است.

نسبت فعالیتهای اقتصای زنان در دهه ۱۳۹۰
بررسی نسبت فعالیت اقتصادی زنان در دهه ۱۳۹۰ نشاندهنده آن است که این نسبت افتوخیزهای متعددی را تجربه کرده است. منظور از جمعیت فعال اقتصادی مجموع جمعیت شاغل و بیکار است. براساس اطلاعات مرکز آمار، این نسبت از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۱ رشد داشته و از ۶/ ۱۲درصد به ۸/ ۱۳درصد رسیده است. پس از آن سیر نزولی نسبت مشارکت اقتصادی زنان آغاز شده اما در سال ۱۳۹۴ دوباره نسبت مشارکت اقتصادی زنان افزایشی شده و در سال ۱۳۹۵ به ۹/ ۱۴درصد رسیده است. این روند تا سال ۱۳۹۷ تداوم یافته است. در اواخر سال ۱۳۹۸ ویروس کرونا شیوع پیدا کرد و به همین دلیل مشارکت اقتصادی به صورت کلی کاهش یافت. آسیبهای پاندمی در آمار مشارکت اقتصادی یک سال پس از شیوع ویروس کرونا بهخوبی قابلمشاهده است.
قربانیان کووید ۱۹
در سالهای گذشته اقتصاد کشور به دلایل مختلفی مانند تحریمهای اقتصادی و نابسامانی اقتصاد کلان نهتنها گامی به جلو حرکت نکرده بلکه دائما در حال عقبگرد بوده است. در چنین شرایطی این پرسش مطرح است که چه چیزی میتواند موتور محرکه اقتصاد کشور باشد؟ هرچند که بسیاری از سیاستگذاران در سالهای گذشته بر این عقیده بودهاند که اقتصاد با استفاده از نهادها و کارخانههای بزرگ و اقتصاد دولتی میتواند به جلو حرکت کند. این در حالی است که کسبوکارهای کوچک و مستقل میتوانند نقش موتور محرکه اقتصاد یک کشور نقش ایفا کنند. بنابراین میتوان نتیجه گرفت از بین رفتن کسبوکارهای کوچک و خانوادگی خبر بدی برای اقتصاد کشور است.
میانگین جهانی اشتغال زنان
بررسی دادههای بانک جهانی بیانگر این است که زنان در سراسر جهان دارای فرصتهای شغلی و درآمدی پایینتری هستند. به عبارتی زنان در مقایسه با مردان ساعات کمتری را به کار کردن و کسب درآمد میپردازند؛ در واقع آنان کمتر دنبال کار میگردند. زنان کمتر در مشاغل رسمی کار میکنند و فرصتهای کمتری برای گسترش کسبوکار یا پیشرفت شغلی دارند. زنان حتی زمانی که کار میکنند درآمدی کمتری دارند. به صورت کلی نرخ مشارکت جهانی نیروی کار برای زنان کمی بیش از ۵۰درصد است. این درحالی است که نرخ مشارکت جهانی نیروی کار برای مردان۸۰درصد است. شواهد نوظهور از آخرین نظرسنجیهای انجامشده نشاندهنده این است که شکاف جنسیتی به دلیل همهگیری کووید ۱۹ افزایش یافته است.
چالشهای اقتصادی اشتغال زنان
چالشهای اقتصادی یکی از مهمترین دلایل مشارکت پایین زنان در اقتصاد ایران است. در نظر داشتن دو نکته در تحلیل اقتصادی اشتغال زنان از اهمیت بالایی برخوردار است. اول اینکه مشارکت اقتصادی زنان حتی در نقاطی از جهان که با چالشهایی مانند تحریم مواجه نیستند نیز نسبت به اشتغال مردان پایینتر است. دوم اینکه در ایران مساله اشتغال به دلایلی نظیر نفتی بودن، تحریمهای اقتصادی و نابسامانی اقتصاد کلان همواره با چالش مواجه بوده است. برای مثال بررسیها نشاندهنده این است که در طول سالهای جنگ ایران و عراق مشارکت زنان در فعالیتهای اقتصادی کاهش پیدا کرده است. در واقع با وجود رشد جمعیت زنان کشور طی سالهای ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۵، نرخ مشارکت اقتصادی زنان از حدود ۱۳درصد به هشتدرصد رسیده است. بنابراین میتوان نتیجه گرفت در وضعیتی که اشتغال به صورت کلی با چالش مواجه است، طبیعی است ورود زنان به عرضه اشتغال نیز راحت نخواهد بود. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به محض اینکه اقتصاد به زنجیره ارزش جهانی قدم گذاشت، اشتغال و به تبع آن نسبت اشتغال زنان نیز افزایش یافته است.
زنان تحصیلکرده در صف اشتغال
یکی از نکات قابلتوجه در بیانیه مذکور افزایش جمعیت زنان تحصیلکرده در سالهای گذشته و نبود بستر مناسب شغلی برای آنها بود. در واقع در سال ۱۳۵۵ حدود ۱۶میلیون نفر از جمعیت کشور را زنان تشکیل میدادند. این در حالی است که ۱۱میلیون نفر از آنها سواد خواندن و نوشتن نیز نداشتند. در سال مذکور ۴۸هزار نفر از زنان دانشجو بودند. این در حالی است که در ۴۰ سال گذشته آموزش عالی توسعه پیدا کرده و تعداد دختران دانشجو در برخی از سالها به ۲/ ۲میلیون نفر نیز رسیده است.


نظرات