تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۹/۱۶ - ساعت ۱۳:۵۱ کدخبر: 90236 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

نمایش «کوراوغلو» : احیای اسطوره یا تقلیل حماسه!

نمایش «کوراوغلو» به کارگردانی یعقوب صدیق جمالی، تلاشی است برای بازآفرینی یکی از مهم‌ترین اسطوره‌های آذربایجان، اسطوره‌ای که قرن‌ها از طریق روایت‌های شفاهی و نغمه‌های عاشیقی به نسل‌های امروز منتقل شده است.

به گزارش آذرانجمن/ مهدی شیرازی فر، نمایش «کوراوغلو» به کارگردانی یعقوب صدیق جمالی، تلاشی است برای بازآفرینی یکی از مهم‌ترین اسطوره‌های آذربایجان، اسطوره‌ای که قرن‌ها از طریق روایت‌های شفاهی و نغمه‌های عاشیقی به نسل‌های امروز منتقل شده است. این اثر، با ترکیب موسیقیایی آشیقی، حرکات موزون و رقص رزمی و بازیگری هماهنگ، فضایی فولکلوریک و نمادین خلق می‌کند، اما چالش اصلی آن تعادل میان تک‌قهرمان‌گرایی و روح مشارکت حماسی است.

تمرکز بر فرد اسطوره‌ای در برابر مشارکت جمعی با توجه به محدودیت‌های پیام رسانی هنر تئاتر، تعداد بازیگران و پیچیدگی‌های اجرایی، کارگردان تصمیم گرفته روایت را بر شخصیت کوراوغلو و رابطه او با نگار به عنوان نماد وحدت جمعی و اتوپیای اجتماعی متمرکز کند. این انتخاب، مزایا و پیامدهای خاص خود را دارد:

Advertise

تمرکز بر روی تک هسته دراماتیک: متمرکز شدن بر روی کوراوغلو، به عنوان تک قهرمان داستان امکان پرداخت دقیق به انگیزه‌ها، آرمان‌ها و مسیر قهرمان‌گرایی اسطوره را فراهم می‌کند. مخاطب به صورت مستقیم با ارزش‌ها، عدالت‌خواهی و شجاعت او مواجه می‌شود و این تمرکز، انسجام دراماتیک قوی ایجاد می‌کند.

تمرکز بر شخصیت اصلی منجر به تغییر اولویت از بعد مشارکت حماسی و پیچیدگی روابط گروهی به درام فردی و عاشقانه شده است. دلاورانی چون عیوض، دلی حسن، دلی بابا و دیگر همراهان، ستون‌های اصلی حماسه کوراوغلو هستند؛ اما در این اجرا حضورشان کمرنگ، نمادین و فاقد پرداخت شخصیتی است. آنان عملاً نه دراماتیک می‌شوند و نه هویت مستقل می‌یابند.

حضور نمادین در روایت‌های کلاسیک، یاران و دلی‌ها، ستون‌های حماسه و وفاداری هستند؛ در این اجرا، حضور فیزیکی و تعامل آن‌ها کاهش یافته، اما از طریق اشارات متنی و موسیقی گروهی تا حدی حضور نمادین‌شان حفظ شده است. این روش، هرچند تجربه حماسی جمعی کامل را منتقل نمی‌کند، اما با محدودیت‌های اجرایی و پیام رسانی تئاتر همخوانی دارد

بخش بزرگی از جذابیت روایت کوراوغلو در داستان‌های فرعی، نبردها و حماسه‌های چندلایه آن است. حذف این قصه‌ها باعث شده نمایش به روایت فردی محدود شود و از شکوه چندصدایی حماسه فاصله بگیرد.

از پیامدهای تمرکز بر قهرمان‌محوری، حذف ماجراهای متنوع و چندلایه‌ای است که ساختار اصلی منظومه کوراوغلو را می‌سازند.
نبردها، سفرها، فریب‌ها و داستان‌های فرعی که جهان اسطوره را پهناور می‌کنند، در این اجرا فرمی موجز، اشاره‌ای یا حذف‌شده پیدا کرده‌اند.

این انتخاب گرچه ریتم اجرا را فشرده و یکپارچه می‌کند، اما از تنوع حماسی و قوام روایی می‌کاهد.

همچنین در روایت آذربایجانی، «نگار» تنها یک عنصر عاشقانه نیست، بلکه نماد زنان مبارز و همراه قهرمانان این سرزمین است. با این حال در این اجرا:

• شخصیت‌پردازی نگار به اندازه اهمیت اسطوره‌ای او نیست.
• نقش تأثیرگذار او بر تصمیمات کوراوغلو کم‌رنگ شده.
• و حضورش بیشتر کارکردی روایی دارد تا دراماتیک.

در نتیجه، ظرفیت نمادین «زن مبارز»که می‌توانست پلی میان اسطوره و جامعه معاصر باشد به‌طور کامل بالفعل نشده است.
این رویکرد، گرچه انسجام روایت فردی را افزایش می‌دهد، اما تجربه حماسی جمعی را محدود می‌کند.

جبران توسط موسیقی و رقص: میدان آیینی صحنه، ترکیبی از موسیقی آشیقی و رقص گروهی، تا حدی حس جمعی و همدلی را منتقل می‌کند. هماهنگی حرکات بازیگران با ریتم موسیقی، فضای اتحاد و مشارکت جمعی را تداعی می‌کند و تلاش دارد خلأ ناشی از نبود یاران متعدد را پر کند. این گرایش به تمرکز فردی، که در موجزپردازی نبرد با حسن‌خان آشکار است، در تبیین نقش نگار نیز اثرگذار است و انسجام روایت را میان شخصیت‌ها تقویت می‌کند.

نبرد با حسن‌خان، که نقطه اوج انتقام‌جویی و شجاعت کوراوغلو در روایت کلاسیک است، در این اجرا موجز و نمادین ارایه شده است. طراحی صحنه، نورپردازی و میزانسن، وجه اسطوره‌ای مبارزه را برجسته می‌کند و توجه را از جزئیات فیزیکی به معنا و پیام اخلاقی و حماسی نبرد سوق می‌دهد.

نورپردازی: سایه‌ها و نورهای جهت‌دار، بعد رمزآلود و اسطوره‌ای صحنه را افزایش می‌دهند و مبارزه را در سطح سمبولیک نمایش می‌دهند.
ریتم و میزانسن: حرکت هماهنگ بازیگران، با موسیقی عاشیقی و رقص، ریتم دراماتیک را حفظ می‌کند و حس پیشروی داستانی را تقویت می‌کند.

پیام تحلیلی: اگرچه جزئیات نبرد فیزیکی کاهش یافته، اما تمرکز بر نتیجه اخلاقی و اسطوره‌ای، خوانش نمادین قهرمانی و عدالت‌خواهی کوراوغلو را ممکن می‌سازد. این گرایش به موجزپردازی، در سایر بخش‌ها مانند تعامل با نگار نیز اثرگذار است و انسجام معنایی متن را افزایش می‌دهد.

صدا و موسیقی: ساز قوپوز و آواز آشیقی، فضای سنتی و فرهنگی نمایش را تقویت می‌کنند و علاوه بر زیبایی بصری، حس مشارکت و اتحاد جمعی را منتقل می‌کنند. این توجه به جزئیات فنی، نقد را از محدوده صرفاً ایده‌پردازانه فراتر برده و تجربه تئاتری مخاطب را قابل ارزیابی می‌سازد.

گنجاندن اشعار کلاسیک و فولکلوریک، همراه با روایتگری دقیق و خوش‌ریتم، عمق فرهنگی نمایش را تقویت کرده و به ایجاد پیوستگی میان صحنه‌ها کمک می‌کند. روایتگری خوب، جای برخی صحنه‌های حذف‌شده را می‌گیرد و مخاطب را در مسیر حرکت داستانی نگه می‌دارد.

اما یکی از چالش‌های مهم اجرا، پایان‌بندی است. به دلیل موجزپردازی و حذف بخش‌هایی از حماسه:

پایان نمایش انسجام لازم را ندارد، حس رهایی یا پیروزی جمعی منتقل نمی‌شود و در نتیجه تأثیر عاطفی و فلسفی لازم را بر مخاطب نمی‌گذارد. پایان‌بندی بیش از حد محدود در چارچوب روایت فردی می‌گنجد و به شکوه اسطوره وفادار نمی‌ماند.

البته پاسخ مخاطبان و اثرگذاری فرهنگی آمار فروش بیش از ۱۰ هزار نفری بلیت نشان‌دهنده استقبال عمومی است. تحلیل نشان می‌دهد که جذابیت فولکلوریک و موسیقی/رقص نقش کلیدی در جذب مخاطب داشته، اما تمرکز بر روایت انتخابی و شخصیت اصلی نیز امکان برقراری ارتباط معنایی با اسطوره را فراهم کرده است.

جمع‌بندی تحلیلی و فلسفی نمایش «کوراوغلو» نه احیای کامل اسطوره و نه تقلیل صرف حماسه است؛ بلکه تلاشی است برای بازتعریف رابطه انسان امروز با اسطوره‌ای که هنوز میان فرد و جمع در نوسان است. تمرکز بر شخصیت اصلی و نگار، انسجام دراماتیک را افزایش داده و مخاطب را با انگیزه‌ها و ارزش‌های کوراوغلو مواجه می‌کند، در حالی که فقدان حضور یاران و برخی صحنه‌های جمعی، تجربه حماسی کامل را محدود کرده است.

این نقد، با پذیرش محدودیت‌های اجرایی و انتخاب‌های روایی، چارچوبی روشن برای درک توانایی و محدودیت‌های بازخوانی اسطوره در پیام رسانی تئاتر ارائه می‌دهد و مخاطب را به تفکر درباره تعادل میان فرد و جمع، اسطوره و اجرا، دعوت می‌کند.

در نهایت، نمایش کوراوغلو به کارگردانی یعقوب صدیق جمالی نه احیای کامل اسطوره است و نه تقلیل صرف حماسه، بلکه تلاشی است برای بازتعریف تجربه انسانی و ارتباط ما با اسطوره‌ای که هنوز میان فرد و جمع در نوسان است.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *