تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۶/۱۱ - ساعت ۱۴:۴۸ کدخبر: 85823 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

پانزده اصطلاح فراموش‌شده‌ی بازار در زبان ترکی آذربایجانی؛

میراثی بازار که باید دوباره شنیده شود

میراثی بازار که باید دوباره شنیده شود

در دل کوچه‌های قدیمی تبریز، اردبیل و زنجان، واژه‌هایی زندگی می‌کردند که امروز کمتر شنیده می‌شوند. اصطلاحاتی که نه فقط ابزار معامله بودند، بلکه حامل فرهنگ، اعتماد، و هویت مردمی بودند که بازار را نه فقط محل خرید و فروش، بلکه قلب تپنده‌ی شهر می‌دانستند. این واژه‌ها امروز در آستانه‌ی فراموشی‌اند—اما هنوز می‌توان آن‌ها را زنده کرد.

به گزارش آذرانجمن، زبان ترکی آذربایجانی، به‌ویژه در ایران، گنجینه‌ای‌ست از واژگان و اصطلاحاتی که در بستر زندگی روزمره شکل گرفته‌اند. بازار، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی و اقتصادی، نقش بزرگی در شکل‌گیری این زبان داشته است. در گذشته، اصطلاحات خاصی در معاملات، بده‌بستان‌ها، و تعاملات روزانه استفاده می‌شد که امروزه یا به‌کلی فراموش شده‌اند یا فقط در حافظه‌ی نسل‌های قدیمی باقی مانده‌اند.


این اصطلاحات عمدتاً در بازارهای سنتی شهرهایی چون تبریز، اردبیل، زنجان، خوی، مرند، میانه، و ارومیه رایج بودند—بازارهایی که نه فقط محل خرید و فروش، بلکه مرکز تعامل فرهنگی، اعتماد اجتماعی، و انتقال شفاهی زبان بودند. واژه‌هایی که در حجره‌های فرش‌فروشی، عطاری، پارچه‌فروشی، و داد و ستد دام شنیده می‌شدند، امروز در میان نسل جوان کمتر شناخته شده‌اند.

Advertise

در این نوشتار، پانزده اصطلاح اصیل و مستند از زبان بازار در ترکی آذربایجانی را مرور می‌کنیم. واژه‌هایی که روزگاری رایج بودند، اما امروز نیازمند احیا و بازآفرینی‌اند. هدف ما در آذرانجمن، نه فقط معرفی این اصطلاحات، بلکه بازگرداندن آن‌ها به جریان زبانی و فرهنگی جامعه است.

قوشونماق

به معنای شریک شدن در معامله. این واژه در معاملات دام، زمین یا حتی مغازه‌داری کاربرد داشت و نشانه‌ی اعتماد متقابل بود.

آل ور 

اصطلاح عمومی برای خرید و فروش. امروزه کمتر شنیده می‌شود، اما در مکالمات روزمره‌ی قدیمی‌ها هنوز زنده است.

سودا ائتمک

معامله کردن. ریشه در واژه‌ی عربی «سودا» دارد، اما در ترکی آذری بومی شده و معنای خاصی یافته است.

قاباقدان آلماغ

پیش‌خرید کردن. معمولاً برای کالاهایی مثل گندم، پارچه یا حتی زغال استفاده می‌شد.

قیرخماق 

تخفیف دادن. در بازار کفش، پارچه و خشکبار رایج بود و گاهی با چانه‌زنی همراه می‌شد.

توز قویماق 

قیمت‌گذاری کردن. فروشنده‌ها با این اصطلاح نرخ کالا را تعیین می‌کردند.

دوشونماق 

ورشکست شدن. واژه‌ای تلخ اما رایج در بازار قدیم، به‌ویژه در دوره‌های بحران اقتصادی.

قاباق یازماق 

ثبت بدهی در دفتر. نوعی حساب‌نویسی سنتی که هنوز در برخی مغازه‌های قدیمی دیده می‌شود.

چکمه‌لی سودا 

معامله با ضمانت. اشاره به داد و ستدی که با تعهد و پشتوانه انجام می‌شد.

آرتیق‌چی

فروشنده‌ی دوره‌گرد. کسی که کالاهای متفرقه یا اضافی را در کوچه‌ها و محله‌ها عرضه می‌کرد.

قوشا سودا 

معامله‌ی دوطرفه. نوعی داد و ستد که هر دو طرف کالا یا خدمات ارائه می‌دادند.

قوشا قاپی سودا 

معامله‌ی درب‌به‌درب. فروشنده‌هایی که از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر می‌رفتند، به‌ویژه در فروش پارچه یا ادویه.

اوزون حساب 

بدهی بلندمدت. در بازار خشکبار، پارچه و حتی دام رایج بود؛ نوعی اعتماد بلندمدت.

قوشا قوشا آلماق 

خرید عمده. برای خریدهای انبوه از بازار مرکزی یا عمده‌فروشی‌ها استفاده می‌شد.

سودا قاپیسی

درِ مغازه یا محل معامله. واژه‌ای شاعرانه که امروزه کمتر شنیده می‌شود، اما در ادبیات شفاهی حضور دارد.

این اصطلاحات نه فقط واژه‌اند، بلکه خاطره‌اند. هر کدام از آن‌ها حامل بخشی از فرهنگ، اخلاق، و سبک زندگی مردمی‌ست که بازار را با زبان خود زنده نگه می‌داشتند. در آذرانجمن، باور داریم که بازگرداندن این واژه‌ها به جریان زبانی نسل جدید، نه فقط یک کار فرهنگی، بلکه یک وظیفه‌ی هویتی‌ست.

انتها پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *