تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۴/۳۱ - ساعت ۱۰:۴۳ کدخبر: 104725 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

برای امیر حجازی، هنرمند همیشه معترض/ انقدر غصه‌ی هنر خورد که دیگر تاب نیاورد

برای امیر حجازی، هنرمند همیشه معترض/ انقدر غصه‌ی هنر خورد که دیگر تاب نیاورد

با درگذشت هر هنرمندی بخشی از تاریخ فرهنگ و هویت هر جامعه به خاطره ها می پیوندد.

به گزارش آذرانجمن، مهرداد خوشکار مقدم، هنرمند دغدغه مند است و همیشه حرص و جوش شرایط را می خورد… امیر حجازی اما سرآمد هنرمندان همیشه معترض به وضع موجود در عرصه هنرهای نمایشی آذربایجان شرقی بود

او با تمام ضعف و قوت هایش در اعلای تئاتر آذربایجان کوشید و با نمایش شاه اسماعیل در اوج دعوت حق را لبیک گفت.

Advertise

عشق اکبر رادی را داشت… او که ۶ متن از نوشته‌های مرحوم اکبر رادی را در تبریز روی صحنه برده بود می گفت: استاد اکبر رادی به من که یک جوان شهرستانی بودم، اعتماد کرد و اجازه داد آثارش را اجرا کنم و تا امروز بعد از آقای مرزبان من بیشترین آثار ایشان را اجرا کرده‌ام. برای نمایش «پایین گذر سقاخونه» ایشان به تبریز آمد و اجرا را خیلی پسندید.

به یاد و خاطره ی بعد از خود فکر می کرد… به شوخی می گفت: مهرداد… روزی هم می شود نام یکی از سالن های تئاتر شهر را به نام امیر حجازی بزنند…؟!

اعتقاد داشت “هنرمند باید اتیکت داشته باشد” و خودش یکی از با اتیکت ترین هنرمندان این شهر محسوب می شد…

می گفت: اهالی تئا‌تر با عشق و علاقه تلاش می‌کنند تا با امکانات موجود چراغ تئا‌تر تبریز روشن بماند؛ امیدواریم بودجه فرهنگی آذربایجان شرقی افزایش پیدا کند تا هنرمندان بتوانند با آرامش بیش‌تری فعالیت کنند.

اطمینان دارم فوت زودهنگام اش ناشی از استرس ها و فشارها و دلمشغولی های بی پایانش از شرایط روزگار بود و نامهربانی هایی که در این سرزمین بر هنرمندان می رود…

تمام دغدغه های وی برای هنر تئاتر تبریز را می توان در این بخش از مصاحبه اش با قدس آنلاین در تاریخ ۳۰ آبان ۹۷ مشاهده کرد:
“آدم عاشق هر بلایی سرش بیاید مجبور است صدایش در نیاید. از عاشقی بچه‌های تئاتر سواستفاده کرده‌اند. تحت هر شرایطی عاشق بدبخت گفته است نور ندارید اشکال ندارد.

پول ندارید، اشکال ندارد. کمی قهر کرده برگشته، چون دل می‌تپد. بی‌صاحبی برای تبریز است، تبریزی که بزرگ بود. مهجور مانده چون صاحب نداشته است. نه مدیرکل درست و حسابی داشته است و نمایندگان توجه کرده‌اند.

نماینده از وزیر نخواستند یک مدیر شش دنگ انتخاب کنند. مدیرکل هم فراستی نداشته از نمایندگان چیزهای لازم را نخواسته‌اند. متاسفانه سالنی در خور تبریز نداریم.

سالن تئاتر شهر که یادگار است، باید اکنون موزه باشد، نه اینکه تماشاچی از لرزش ناشی از حرکت اتوبوس وحشت کند. من سال گذشته در مراسم افتتاح نمایشم با صراحت و عتاب به استاندار و معاون عمرانی گفتم که کاش در میان جمعیت بودند تا بعد از حرکت اتوبوس ترس تماشاگر را می‌دیدند و خودشان هم بترسند و بفهمند.”

روحش شاد و یادش گرامی

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *