تاریخ انتشار: ۱۴۰۲/۰۵/۱۰ - ساعت ۱۳:۳۵ کدخبر: 52330 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

هنوز هم «آتابابا سوزلری» در زبان ها جاریست

«آتاباباسوزلری» نه تنها در زبان مردم جاییست بلکه همچنان پویا بوده و مورد استقبال جوانان امروزی واقع شده است.

گروه فرهنگ و هنر آذرانجمن/ هادی میدانی: «آتابابا سؤزلری» از زندگی اجداد و گذشتگان‌مان نشأت گرفته است و همانطور که از نامش پیداست، حاوی حکمتها و تجربیات نیاکان ما است که در قالب جملات آهنگین و موجز بیان شده است. حکایت‌ها، سخنان و ضرب المثل‌های رایج در یک منطقه، نشان از سیر تغییر و تحولات اجتماعی و رویدادهایی دارد که در گذر زمان دهان به دهان و سینه به سینه از نسل‌های گذشته به نسل حاضر انتقال یافته و هر روز نسبت به روز قبل پخته‌تر و موزون‌تر شده است.

سخنان گذشتگان به صورت روایتهای زیبا و جذاب در زبان ما موجود است. این سخنان دارای یک نظم و هارمونی معنایی و گفتاری است که باعث تأثیر بیشتر آن بر روح و جان آدمی میشود. از ویژگی‌های آتا بابا سؤزلری این است که بسیار سهل و ممتنع و دارای اعجاز و ایجاز است. بیان کنایی بعضی از این مثلها ابعاد رنگارنگ آن را به نمایش میگذارد.

Advertise

علی محمدبیانی، پژوهشگر و روزنامه نگار زنجانی در گفتگو با خبرنگار آذرانجمن در خصوص ویژگی‌های «آتا بابا سؤزلری» عنوان کرد: هر ادبیاتی از جمله ادبیات ترکی به دو دسته کتبی و شفاهی تقسیم میشود. عمر ادبیات شفاهی در هر ملتی از عمر ادبیات کتبی بیشتر است. ادبیات شفاهی گاهی اوقات با فولکلور یکسان پنداشته میشود، اما واقعیت این است که ادبیات شفاهی زیر مجموعه فولکلور محسوب میشود که آن هم شامل ادبیاتی است که بر مبنای زبان بنا شده است.

وی افزود: در زمان‌های قدیم، ادبیات کتبی که در دربار و درگاه نوشته میشد، مهمتر از ادبیات شفاهی مردمی تلقی میشد. متأسفانه در اعصار گذشته ادبیات مردمی، شفاهی، اعتقادهای فرهنگی‌، مثلها، حکایتها، قصه‌ها و همچنین میراث‌های شفاهی – زبانی به عنوان ادبیات غیرقابل توجه و عامیانه در نظر گرفته میشد. اما در دوران جدید با آغاز انسانگرایی، و ترویج مردمشناسی و جامعه شناسی و رشد سواد و رسانه و کتاب و …، ادبیات شفاهی و فولکلور جدّی و مهم تلقی شد و جایگاه واقعی آن شناخته گردید. اگرچه در جامعه ما این جایگاه و پایگاه آنگونه که شایسته و بایسته است، هنوز شناخته و شناسانده نشده است و همواره با دیده تحقیر آمیز به آن نگریسته میشود.

بیانی ادامه داد: برای اولین بار «برادران گریم» دو برادر پژوهشگر فرهنگ عامه مردم آلمان بودند که در قرن نوزدهم به علت گردآوری و انتشار داستان‌های فولکلور عامیانه و قصه‌های پریان مشهور شدند و حکایت‌های شفاهی را وارد حوزه کتاب و کتابت و ادبیات مکتوب کردند. این اتفاق فرهنگی و اجتماعی موجب توجه دانشگاهیان و جامعه شناسان به فرهنگ و فولکلور در جوامع اروپایی شد. در ایران هم برای اولین بار صادق هدایت، محمدعلی جمالزاده، انجوی شیرازی، استاد شهریار، حبیب ساهر، غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی و … فولکلور و فرهنگ عامه را مطرح کرده و ضمن اقدام به ثبت و ضبط آن، آثاری ماندگار خلق کردند. البته اولین توجه‌ها به «آتالار سؤزو» در دوره صفویه با جمع آوری ضرب المثلهای ترکی و فارسی صورت گرفته بود، اما بسیار محدود.

وی با بیان اینکه هنوز هم آتاباباسؤزلری در زبان مردمان امروزی جاریست و هر روز پویاتر میشود، اضافه کرد: «آتابابا سؤزلری» نه تنها در زبان مردمان امروز پویا و بالنده است، بلکه مورد استقبال جوانان امروزی نیز واقع شده است، حتی نسل امروز برای خودش دارای ادبیات، زبان مخفی و اصطلاحات خاص زمانه است که نتیجه آن خلق ضرب المثلهای ماندگاری خواهد شد.

این پیشکسوت روزنامه‌نگاری، ادامه داد: «آتابابالار سؤزو» یا ضرب‌المثلها که چکیده تجربیات زندگی در مسائل اقلیمی، معیشتی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، در طول تاریخ سنجیده شده و حقیقت و دروغین بودن آشکار شده است. بسیاری از این سخنان حکیمانه مانند آبی است که از صافی‌های زمانه عبور کرده و به آب زلالی تبدیل شده است. اغلب این سخنان همچون چراغی است که به دستمان سپرده شده تا راه را از چاه بشناسیم و آن را در اختیار نسل‌های بعدی قرار دهیم.

وی در ادامه ضمن اشاره به چند «آتابابا سؤزلری» و مثل‌های رایج در زبان امروزی ترکی آذربایجانی مانند: «یای‌دا ایشله، قیش‌دا دیشله»، «هر کیم اکر دولاینی، اؤزو بیلر قولایینی»، «آتا اول آتا قدرینی بیل، آنا اول آنا قدرینی بیل»، «سن تانری‌یا نئجه باخسان، تانری دا سنه ائله باخار»، «پالازا بورون، ائل ایله سورون»، خاطر نشان کرد، چنین مثلهایی، که ریشه در باورها و اندیشه‌های عملی و تجربه شده اجداد ما دارد، موضوعاتی برای مردمشناسی و پژوهشهای فرهنگی و زبانی هم محسوب میشود.

وی خاطرنشان کرد: با آنکه بسیاری از مثل‌های ترکی هنوز هم در زبان ما جاریست، اما متاسفانه احساس میشود به مرور زمان استفاده از این مثلها با افت و خیزها و چالشهایی مواجه شده است. به این دلیل که ذهن و زبان انسانهای امروزی با انواع و اقسام اطلاعات و اخبار و غیرضروری و فیک بمباران می‌شود و فرصتی برای آرامش، تفکر و پردازش و پژوهش سخنان گفته شده نمی‌ماند. بچه‌های ما، فرصتهای مفید خود را با مخاطبان مجازی پر میکنند و وقت خالی برای گفتگوهای رو در رو با پدران و مادران و پدر بزرگها و مادربزرگها و قوم و اقربا و حتی دوستان خود ندارند. اما برای آشنایی نسل جدید باید، آتابابا سؤزلری در کتابها، فیلمها و کارتونها و تئاترها مدام تکرار شود. اگر والدین و معلمان در مسیر زندگی و آموزش از مثلهای آموزنده و خوش ساخت و زمزمه پذیر ترکی برای افزودن به تجربیات کودکان و نوجوانان استفاده کنند، خیلی تأثیر گذار خواهد بود. مثلاً بعضی از اقشار اجتماعی از جمله بازاریان تبریز و زنجان در به کارگیری مثلها مهارت خاصی دارند که من خود از اینها بسیار آموخته‌ام.

وی ادامه داد: تا آنجا که دقت کرده‌ام در زنجان زنان خصوصاً مادران بزرگسال بیشتر از مردان از حکایتها و روایتها و مثلهای آموزنده استفاده می‌کنند. همچنین در بسیاری از روستاها هنوز ادبیات شفاهی و فولکلور قدرت خود را ثابت نگه داشته و مخاطبان و کاربران خاص خود را دارد. در مناطق عشایری مغان، قره داغ، افشار و قیدار و … با دنیای اصیلی از زبان و فرهنگ عامه ترکی مواجه هستیم که البته آشیق‌ها هم در این میان در حفظ و ترویج آن نقش به سزایی داشته‌اند.

بیانی در مورد کتابهای ضرب المثل هم گفت: کتابهای خوبی که حاوی ضرب المثلهای ترکی است، چاپ و منتشر شده است که مثلهای خاص هر منطقه را در آنها می‌توان خواند. بعضی از این کتابها ترجمه فارسی هم دارد و بعضی با توضیحاتی به کاربرد مثلها هم پرداخته‌اند و بعضی‌ها هم فقط مثلها را به صورت خام و الفبایی تنظیم کرده‌اند. تا آنجا که من میدانم کتابهای ضرب المثل ترکی از جمله کتابهای پرفروش حوزه کتاب هستند. من ۳۳ عنوان کتاب ضرب المثل ترکی در کتابخانه‌ام دارم، که مؤلفان قدیمی و معاصر آنها را گردآوری و منتشر کرده‌اند، مسلماً تعداد کتابهای منتشره خیلی بیشتر از اینهاست که خود میتواند موضوع یک مقاله علمی در حوزه کتابشناسی باشد.

وی در خصوص چگونگی زنده نگه داشتن فرهنگ عامه از جمله «آتابابا سؤزلری» و حفظ و ترویج آنها گفت: برای حفظ و ترویج مثلهای قدیمی و حکمتهای اجدادی لازم است، اولاً این میراث حکیمانه جدّی گرفته شود و ثانیاً در اماکن رسمی، مراسمات و تریبون‌های فرهنگی، رسانه‌ها و کتابها و نمایشها و فیلمها و کارتونها و… جایگاه و ارزش و قیمت خاصی به آن داده شود. به زبان آوردن و نوشتن مثلها، نقل و ثبت حکایتها و سخنان بزرگان در داستانها و رمانها و شعرها، به کاربردن در دیالوگهای بازیگران، متن نمایشنامه نویسان، مولتی مدیایی کردن آنها، بیان کردن در کلاسهای درس، چاپ کتاب و تحقیقات‌ پژوهشگران حوزه فولکلور و مهمتر از همه اینها، کاربرد عملی در بین اعضا خانواده و جمعهای دوستانه به قدری مهم است که می‌تواند فرهنگی را جهانی کرده و ماندگار کند. زیرا در همه اینها، تعلیم و ترویج به صورت غیرمستقیم و در جریان زندگی صورت می‌گیرد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *