مدیر موفق و قدرت تأثیرگذاری بر کارکنان مدیر موفق و قدرت تأثیرگذاری بر کارکنان

کارشناس مدیریت بازرگانی گفت: بزرگترین دلیل منفعل بودن یک مجموعه و عدم پیشرفت آن به دلیل فاصله بین مدیر و پرسنل است؛ یک مدیر مانند یک پزشک میتواند با دیدن علائم و نشانهها پی به بیماری مجموعه خود ببرد؛ برای مثال مجموعهای که سهلانگاری میکند، تکرار اشتباه در آن زیاد است و کار را با کیفیت پایین انجام میدهند، دچار بیماری کم انگیزشی می شود.
به گزارش آذرانجمن، زندگی همه انسانها در یک جاهایی خیلی شبیه هم است؛ یعنی این انسان است که با عملکرد خود در جامعه ایفای نقش میکنند و گاه سناریوی زندگی فردی و اجتماعی خود را به گونهای مینویسند که میشوند آن آدم خوبه داستان! حال این نقش میتواند مدیر یک مدرسه باشد، یا مدیر یک مجموعه کاری و یا همکار و همکلاسی.
گاهی یک حرف وسط زمختی روزگار، گاهی یک فرد در اقیانوس بشری، گاهی یک حامی میان همه نهها بدجوری یقه آدم را میگیرد و پرت میکند در قشنگترین روزهای ابزورد روزگار.
برای این منظور تصمیم گرفتیم تا با چند مدیر و کارشناس گفتگویی از جنس “مدیر موفق” داشته باشیم و در این قسمت با علیرضا طهماسبی، دکترای مدیریت بازرگانی از جمله مدیران جهادی در هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران، هما، در استانهای هرمزگان، مازندران و گلستان، خراسان رضوی و شمالی و تهران همراه هستیم که در حال حاضر به عنوان مدیرکل هما در استان آذربایجان شرقی مشغول فعالیت است و از همان ابتدا ریش و قیچی را دست خودش میدهیم تا برای مان از شاخصههای یک مدیر خوب که بتواند در قلب کارکنان نفوذ کند، بگوید.
هوش فرهنگی مدیر یک مجموعه
علیرضا طهماسبی، کارشناس و دکترای مدیریت بازرگانی، معتقد است: یک مدیر باید شناخت کاملی از فرهنگ محیطی کارش، داشته باشد؛ منظور فرهنگی که برای آن افراد به یک عادت تبدیل شده و به تکرارپذیری رسیده است. این شناخت مدیر نسبت فرهنگ کار را هوش فرهنگی مینامند و اگر یک مدیر بتواند شناخت کامل از این رفتار فرهنگی داشته باشد، میتواند بهترین تصمیمات را برای مجموعه بگیرد.
وی اضافه میکند: در کل هوش فرهنگی سه بُعد شناختی، رفتاری و احساسی_انگیزشی دارد؛ اگر بتوانید این سه بعد را بشناسید، برای شناخت پرسنل هیچ مشکلی نخواهید داشت و میتوان با انگیزه زیاد مجموعه تحت مدیریت خود را به تعالی برسانید. یک مدیر قبل از پذیرش مسئولیت یک مجموعه باید ابتدا فرهنگ آنجا را به خوبی بشناسد و با همه تفاوتها، تضادها، انشقاقها آشنا شود تا بتوان خیلی زودتر و بدون فوت وقت، به جمع و دلها راه پیدا کرد.
برای شهری مثل تبریز و خطه آذربایجان میتوان با یادآوری پیشینه فرهنگی مردم جامعه در گذشته به پرسنل منفعل و جوانانی که تازه وارد کار شده و هنوز شناخت کافی از نحوه عملکرد مجموعه محل کار ندارند، انگیزه را در بین آنها بالا برد و به بالاترین حد بهرهوری که نیاز است، رسید».
بنا به گفته این کارشناس مدیریت بازرگانی، یک مدیر وقتی میتواند از پرسنل خود بخواهد کارها را به نحو احسن انجام دهند که خودش با همدلی پا به پای آنها این کار را انجام دهد، نه اینکه فقط به حالت دستوری و بدون ایجاد رضایت و اعتقاد به کار خودش مدیریت کند، چراکه در این صورت نمیتواند بهرهوری خوبی داشته باشد.
رفتار یک مدیر، معرف سازمان محل کار اوست
این دکترای مدیریت بازرگانی، با بیان اینکه رفتار و شخصیت خود فرد است که معرف سازمان شما خواهد بود، گفت: اگر یک فرد(مدیر) توانست کارش را به درستی انجام دهد، آن موقع میتواند از سازمان خود، انتظار داشته باشد که کارها را طبق اصول و سریع پیش ببرد.
وی افزود: به عبارت کلی بزرگترین دلیل منفعل بودن یک مجموعه و عدم پیشرفت آن به دلیل فاصله بین مدیر و پرسنل است؛ یک مدیر مانند یک پزشک میتواند با دیدن علائم و نشانهها پی به بیماری مجموعه خود ببرد؛ برای مثال مجموعهای که سهلانگاری میکند، تکرار اشتباه در آن زیاد است و کار را با کیفیت پایین انجام میدهند، دچار بیماری کم انگیزشی می شود.
پرسنل باید مدیر را از خودشان بدانند
طهماسبی، با تاکید بر اینکه اگر یک مدیر شناخت کافی از این عوامل داشته باشد و سریع بتواند دست به تغییر و تحول بزند، میتواند مجموعه خود را از بیماری کم انگیزشی نجات دهد؛ اذعان داشت: برای به وجود آوردن سلامت روانی باید از راهکار ایجاد تغییرات در فضا و محیط کار استفاده کرد چراکه وقتی پرسنل فضای پرنشاطی داشته باشند، قطعاً انگیزه کار هم بالا میرود چراکه وقتی پرسنل ببیند مدیر مجموعه به فکر آنهاست و مجموعه را یک خانواده میبیند، آنها هم انگیزه خواهند یافت، در این میان افرادی که در مسیر کم بیاورند هم الک میشوند.
وی ادامه داد: اصلا وقتی پرسنل ببیند که تمام کارهای شان در حال رصد است و عملکرد مثبت در پایان ماه با پاداش روبرو بوده و خطا و اشتباه اخطار دریافت میکند قطعا حس انگیزش و تلاش بیشتر برای به چشم آمدن در بین کارکنان بیشتر خواهد شد و تلاش خواهند کرد تا بهترینِ خودشان را نشان دهند.
وظیفه مدیر، تربیت چند مدیر دیگر است
این کارشناس مدیریت اذعان داشت: یک مدیر با همه این شاخصهها باید بتواند چند مدیر دیگر را هم پرورش داده و به مجموعههای بزرگتر طبق تخصص معرفی کند، در این صورت یک جامعه میتواند رشد کند زیرا در یک محیط کوچک ماندن و عدم توجه مدیر به پتانسیل پرسنل منجر به سوزاندن توانایی و انرژیهایی میشود که شاید میتوانست بدرخشد.
طهماسبی، گفت: مدیر باید توانایی تربیت نیروهای متخصص و باانگیزه را داشته باشد و کاری کند که آنها بتوانند در اقیانوس شنا کنند زیرا به عقیده بنده فردی که بتواند در تُنگ کوچک شنا کند، مسلماً در اقیانوس هم میتواند شنا کند.
وی ادامه داد: بطور خلاصه این گوهر وجود خودمان است که ما را از همه چیز متمایز میکند یعنی اگر شخصیت ما از کارگریز و منفعل باشد پس نمیتوان انتظار داشت که سازمان، شرکت و یا هر مجموعهای که در آن مدیریت میکنیم، یک جای دقیق باشد زیرا هر آنگونه که ما باشیم زیر مجموعه هم همان شکل خواهند بود.
انتهای پیام/


آذرانجمن
نظرات