تاریخ انتشار: ۱۴۰۳/۱۰/۰۱ - ساعت ۱۳:۵۶ کدخبر: 80187 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

فرزندآوری در دنیای پرچالش: از سیاست‌های دولتی تا واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی

فرزندآوري در دنياي پرچالش: از سياست‌هاي دولتي تا واقعيت‌هاي اجتماعي و فرهنگي

مسئله فرزندآوري و سياست‌هاي تشويقي در ايران، در سال‌هاي اخير به دغدغه‌اي ملي تبديل شده است. دولت‌ها تلاش کرده‌اند تا از طريق برنامه‌هاي مختلف، مردم را به فرزندآوري بيشتر تشويق کنند؛ اما در بسياري از مواقع اين سياست‌ها بدون در نظر گرفتن زيرساخت‌هاي لازم و نيازهاي واقعي خانواده‌ها، تنها باعث پيچيده‌تر شدن مشکلات اجتماعي شده است.

به گزارش آذرانجمن به نقل از احرار، قبلاً سیاست‌های جمعیتی به‌گونه‌ای بود که بر کاهش جمعیت و فرزندآوری کمتر تأکید می‌شد. در دهه‌های گذشته، مسائلی مانند کمبود منابع، فشارهای اقتصادی و لزوم کنترل رشد جمعیت باعث شد که سیاست‌های تشویقی برای فرزندآوری محدود شوند و حتی به سیاست‌هایی مانند “فرزند کمتر زندگی بهتر” پرداخته شود. این شعار در آن زمان از منظر اقتصادی و اجتماعی منطقی به نظر می‌رسید.

اما حالا، وضعیت تغییر کرده است. در حالی که چند دهه پیش از افزایش جمعیت و فشارهای ناشی از آن نگرانی وجود داشت، امروز با کاهش چشمگیر نرخ تولد و افزایش بحران‌های جمعیتی مانند پیری جمعیت و کاهش نیروی کار جوان، سیاست‌گذاران به این نتیجه رسیده‌اند که باید به گونه‌ای دیگر فکر کنند. به همین دلیل، امروز می‌گویند “فرزند بیشتر، آینده بهتر”. این تغییر در سیاست‌گذاری‌ها نشان‌دهنده‌ی واقعیت‌هایی است که در طول زمان تغییر کرده‌اند.

Advertise

مسائل اقتصادی، اجتماعی و حتی فرهنگی در طول زمان تغییر می‌کند و درنتیجه باید سیاست‌ها نیز به این تغییرات واکنش نشان دهند. از این رو، این که امروز سیاست‌گذاران از مردم می‌خواهند که فرزند بیشتری داشته باشند، در واقع ناشی از تغییرات ساختاری و نیازهای جدید جامعه است. در گذشته، مردم به دلیل فشارهای اقتصادی کمتر فرزند می‌آوردند، اما حالا که بحران جمعیتی و پیر شدن جامعه مطرح است، باید راهکارهای جدیدی برای حمایت از خانواده‌ها و تشویق به فرزندآوری پیدا کرد. با در نظر گرفتن تمام این مسایلی که مطرح شد سیاست های اتخاذ شده در بسیاری از مواقع بدون در نظر گرفتن زیرساخت‌های لازم و نیازهای واقعی خانواده‌ها، تنها باعث پیچیده‌تر شدن مشکلات اجتماعی شده است.

در این زمینه دولت با توجه به زنگ خطر کاهش جمعیت به طرح های تشویقی اقدام کرد که از آن جمله می توان  به اهدا  وام فرزند آوری و مسکن ، اولویت در استخدام و خدمات دولتی و   تخصیص زمین و خودرو . اشاره کرد.

در طرف دیگر، شاهد نارضایتی جوانان مجرد از سیاست‌های تشویقی فرزندآوری هستیم. آن‌ها می‌گویند: «چرا امتیازات دولتی بخصوص در زمینه استخدام های دولتی  اغلب به افراد متاهل تعلق می‌گیرد؟» و این سؤال را مطرح می‌کنند که آیا این اقدام خلاف قانون اساسی نیست که می‌گوید «دسترسی برای شغل باید برای همه افراد جامعه یکسان باشد تا عدالت در جامعه تحقق یابد ؟

به نظر می‌رسد که بسیاری از مجردها که هنوز شرایط اقتصادی و اجتماعی برای ازدواج و فرزندآوری را ندارند، از این سیاست‌ها به شدت ناراضی هستند. آن‌ها معتقدند که برای یک زندگی شایسته، ابتدا باید شغل مناسب، پس‌انداز کافی و استقلال اقتصادی داشته باشند، و پس از آن می‌توانند تصمیم به ازدواج و داشتن فرزند بگیرند. این نارضایتی به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است، زیرا دولت بدون فراهم آوردن بسترهای لازم، از مردم انتظار دارد که همزمان با مشکلات اقتصادی، تصمیمات بزرگ و پرمسئولیتی مانند ازدواج و فرزندآوری را اتخاذ کنند

در نظر گرفتن این امتیازات به خصوص در زمینه استخدام دولتی سبب شده است تا اغلب مادران جذب سیستم اداری شده و فرزندان نیز از کانون گرم خانواده به مهد کودک ها منتفل شوند و بسیاری از آن ها به علت مشغله کاری دیگر تمایلی به فرزند اوری بیشتر ندارند.

و از سوی دیگر تشویق به فرزند آوری بدون ایجاد زمینه های فرهنگی  نیز خود مشکلات فرهنگی و اجتماعی زیادی را به بار خواهداورد.یکی از نمونه‌های آشکار این وضعیت، خانواده‌ای است در که در یکی از مناطق حاشیه نشین شهر زندگی می کنند  که ۶ فرزند دارند با فقر اقتصادی و فرهنگی شدید دست و پنجه نرم می‌کنند..

آن‌ها نه از روی آگاهی، بلکه از روی ناآگاهی و شرایط زندگی، تصمیم به فرزندآوری مکرر گرفته‌اند. در این خانواده، حتی کمک‌های خیریه که به آن‌ها می‌رسد، نه برای تأمین نیازهای اساسی مانند آموزش یا بهداشت، بلکه برای رنگ کردن موهای دختران خردسال خرج می‌شود! شاید این تصمیم برای بسیاری غیرمنطقی به نظر برسد، اما در واقع به نوعی نماد فقر فرهنگی و اجتماعی است که در نبود برنامه‌های حمایتی، خانواده‌ها را به سوی چنین رفتارهایی سوق می‌دهد.

در حالی که این خانواده با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند، داستان زندگی دختر بزرگ خانواده نیز قابل تأمل است. دختر ۱۳ ساله‌ای که در سن بسیار کم مجبور به ازدواج شد. خیرین به کمک آمده و جهیزیه‌ای برای او فراهم کردند، اما این تصمیم  آن‌ها را با مشکلات جدیدی روبه‌رو  خواهد ساخت چرا  که اغلب دختران در این سنین به علت  عدم رشد کافی فرهنگی واجتماعی توانایی مدیریت خانواده را ندارند. فقر فرهنگی و اجتماعی در این خانواده، تنها از یک زاویه دیده نمی‌شود، بلکه به شکلی پیچیده و چندوجهی در زندگی‌شان جاری است. که اقدامات فرهنگی نیز زمانبر بوده و برنامه ریزی دقیق بلند مدت می طلبد.

این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که سیاست‌های فرزندآوری باید به‌طور جامع‌تر و همه‌جانبه‌تر طراحی شوند. در کنار مشوق‌های اقتصادی، باید آموزش‌های فرهنگی و اجتماعی نیز ارائه شود تا مردم نه تنها به‌خاطر دریافت امتیازات دولتی، بلکه به‌خاطر مسئولیت‌های انسانی و اجتماعی، تصمیم به فرزندآوری بگیرند.

اما کشورهای توسعه یافته در این خصوص چه تدابیری اندیشیده اند ؟

در کشورهای پیشرفته، سیاست‌های فرزندآوری همراه با برنامه‌ریزی‌های جامع و پایدار است. در این کشورها، والدین نه تنها از حمایت‌های مالی و اجتماعی بهره‌مند می‌شوند، بلکه امکان دسترسی به خدمات بهداشتی، آموزشی و اشتغال نیز برای آنان فراهم می‌شود. در نتیجه، این کشورها توانسته‌اند میان افزایش جمعیت و کیفیت زندگی مردم، تعادل برقرار کنند.

اما در ایران، سیاست‌های فرزندآوری بیشتر به توزیع پراکنده امتیازات محدود شده است و این سیاست‌ها اغلب نتایج مثبتی به دنبال ندارد. مشکلات اقتصادی، نبود برنامه‌ریزی برای حمایت از خانواده‌ها، و نبود فرهنگ‌سازی در این زمینه، باعث شده که بسیاری از جوانان به جای تشویق به فرزندآوری، از این سیاست‌ها ناامید و دل‌زده شوند.

اما چه می شود کرد؟

دولت می تواند بسته های حمایتی مالی برای خانواده ها ایجاد کند  که می توان به موارد زیر اشاره کرد :

ارائه کمک های نقدی ماهانه برای خانواده ها ، تخصیص وام های کم بهره، افزایش مستمری برای خانواده های پرجمعیت ،توسعه خدمات بهداشتی و درمانی برای والدین و کودکان به ویژه در مناطق کم برخوردار، ارائه تسهیلات شغلی برای والدین مانند: مرخصی بلند مدت دورکاری و .. و همچنین آموزش و فرهنگسازی با استفاده از ظرفیت های رسانه ؛ حمایت از خانواده های کم درآمد وآسیب پذیر مثل تخصیص یارانه ویژه هزینه های تحصیلی و یا ایجاد برنامه های مشاوره ای در شرایط سخت اقتصادی.

فرزندآوری یک تصمیم فردی و اجتماعی است که باید در کنار امنیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شکل بگیرد. برای ایجاد تغییرات واقعی، دولت باید سیاست‌هایی تدوین کند که به‌طور جامع، هم مشکلات اقتصادی خانواده‌ها را حل کند و هم از افزایش نرخ زاد و ولد به‌طور پایدار حمایت کند. بدون چنین رویکردی، تنها به بازتولید فقر و نابرابری اجتماعی کمک خواهیم کرد. آیا وقت آن نرسیده است که سیاست‌گذاری‌ها را از شعار به عمل، و از تصمیمات کوتاه‌مدت به برنامه‌ریزی‌های بلندمدت تبدیل کنیم؟

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *