تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۳/۰۵ - ساعت ۲۳:۳۵ کدخبر: 81212 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

عشق ابدی، تجاری سازی روابط انسانی یا سرگرمی بی ضرر

برنامه «عشق ابدی» به عنوان یک پدیده رسانه‌ای، نگرش جوانان را نسبت به روابط عاطفی و تعهد تغییر می‌دهد. نرمال‌سازی تغییر پارتنر و تجاری‌سازی احساسات می‌تواند به زوال ارزش‌های انسانی و بلوغ عاطفی منجر شود.

به گزارش گروه فرهنگی آذرانجمن/نسیم ادیب، در روزگاری که رسانه‌ها به شکل بی‌سابقه‌ای در حال بازتعریف ارزش‌های اجتماعی و فرهنگی هستند، برنامه‌هایی مانند «عشق ابدی» جایگاه ویژه‌ای در میان مخاطبان جوان پیدا کرده‌اند. این برنامه، با محوریت روابط عاطفی و آزادی انتخاب پارتنر، بستری را فراهم می‌کند که در آن شرکت‌کنندگان، بدون وابستگی و تعهد مشخص، به تجربه‌های متنوع عاشقانه می‌پردازند. اما پرسش مهم این است: آیا چنین فرمتی، به شناخت واقعی و بلوغ احساسی می‌انجامد، یا تنها به سطحی‌نگری و زوال مفهوم تعهد کمک می‌کند؟

جذابیت‌های نمایشی و نرمال‌سازی تغییر پارتنر

از همان ابتدا، «عشق ابدی» با ایجاد روابط متزلزل و تغییر سریع پارتنر، تلاش دارد مخاطب را با ایده‌ای جدید از دوستی و عشق آشنا کند؛ جایی که تعهد طولانی‌مدت معنای چندانی ندارد، و احساسات به سرعت جای خود را به افراد جدید می‌دهند. در این فضا، رابطه‌ با یک پارتنر بیش از آنکه بر اساس شناخت عمیق شکل بگیرد، به یک رقابت نمایشی تبدیل می‌شود که در آن جذابیت ظاهری و تصمیمات لحظه‌ای، بیشترین تأثیر را دارند.

Advertise

اما نکته نگران‌کننده اینجاست که چنین تصویری از روابط انسانی، ممکن است روی نگرش مخاطبان نیز اثر بگذارد. آیا جوانی که هفته‌ها این برنامه را دنبال می‌کند، به تدریج با این طرز فکر خو می‌گیرد که تعهد و ماندگاری در رابطه، ارزشی کمتر از هیجان‌های لحظه‌ای دارد؟ آیا نرمال‌سازی تغییر مداوم پارتنر، در طولانی‌مدت باعث تضعیف بنیان‌های احساسی نمی‌شود؟

بازاری‌سازی عشق و احساسات

مسئله دیگری که نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد، تجاری‌سازی عشق و روابط عاطفی در چنین برنامه‌هایی است. هرچند «عشق ابدی» خود را به عنوان یک تجربه واقعی برای یافتن شریک زندگی معرفی می‌کند، اما در عمل، بسیاری از چالش‌ها و درام‌های مصنوعی، با هدف افزایش جذابیت نمایشی طراحی شده‌اند. دوربین‌های متعدد، رقابت‌های احساسی، و تصمیمات ناگهانی، بیش از آنکه با روابط واقعی قابل مقایسه باشند، شبیه یک نمایش تلویزیونی هستند.

گفتنی است این روند، عشق را از یک احساس انسانی، به یک محصول مصرفی تبدیل می‌کند. شرکت‌کنندگان به جای اینکه بر پایه شناخت واقعی تصمیم بگیرند، در یک بازی روان‌شناختی قرار داده می‌شوند که در آن، جذابیت بصری و احساسات کنترل‌شده، بیشترین نقش را دارند. اما عشق واقعی، یک رقابت نیست یا به عبارتی چیزی نیست که در قالب فرمت‌های تلویزیونی قابل اندازه‌گیری باشد.

نقد یا تبلیغ پنهان؟

بسیاری از بلاگرها و تحلیل‌گران، با انتشار ویدئوهای طولانی درباره «عشق ابدی»، نیت نقد این برنامه را دارند؛ آن‌ها از سطحی‌بودن روابط، زوال مفهوم تعهد و مخاطرات فرهنگی چنین برنامه هایی سخن می‌گویند. اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا این محتواها، مخاطب را از تماشای برنامه بازمی‌دارند، یا کنجکاوی او را برای دیدنش افزایش می‌دهند؟

از دیدگاه روان‌شناختی، بحث‌های جنجالی همیشه جذابیت بیشتری برای مخاطب دارند. وقتی بلاگری با لحنی هیجان‌زده درباره مشکلات «عشق ابدی» صحبت می‌کند، بخش زیادی از افراد به جای دوری از این برنامه، کنجکاو می‌شوند که خودشان آن را ببینند. چنین نقدهایی، بیش از آنکه بیننده را از دیدن برنامه منصرف کند، عملاً به تبلیغ آن کمک می‌کنند زیرا هرچقدر بحث درباره یک موضوع داغ‌تر شود، میزان علاقه به پیگیری آن بیشتر خواهد شد.

 سودآوری از جنجال‌های رسانه‌ای

در کنار این روند، نباید از منافع اقتصادی بلاگرها و روانشناسان اجتماعی غافل شد. تولید محتوای انتقادی، به ویژه درباره موضوعات جنجالی مانند «عشق ابدی»، به‌شدت سودآور است. هر ویدئوی منتشر شده، ویو و لایک‌های میلیونی جذب می‌کند، مخاطبان ساعت‌ها وقت صرف دیدن این تحلیل‌ها می‌کنند، و در نهایت، بلاگرها از این تعاملات درآمد قابل‌توجهی کسب می‌کنند.

متضرر اصلی کیست؟

اما در این میان، متضرر اصلی چه کسی است؟ جواب ساده است؛ جوانان و نوجوانانی که در حساس‌ترین سال‌های زندگی خود به دنبال الگوهای فرهنگی هستند. این گروه، که باید پایه‌های اخلاق و ارزش‌های اجتماعی را تثبیت کنند، تحت تأثیر جنجال‌های رسانه‌ای، بیش از آنکه به محتوای انتقادی توجه کنند، جذب برنامه اصلی می‌شوند. و بصورت ناخود آگاه تحت تاثیر چنین برنامه های سخیف قرار گرفته و در آینده با مشکلات عاطفی دست به گریبان خواهند شد.

گفت‌وگو با دکتر پرویز کریمی ثانی، مشاور خانواده درباره پیامدهای برنامه «عشق ابدی»

خبرنگار آذرانجمن: برنامه‌هایی مثل «عشق ابدی» چه تأثیری بر شکل‌گیری نگرش جوانان نسبت به عشق و روابط دارند؟

دکتر کریمی ثانی: این برنامه‌ها عشق را به چند دیدار احساسی با جذابیت‌های جنسی تقلیل می‌دهند، بحث تعهد را کمرنگ می‌کنند و حریم‌های فردی و خانوادگی را تغییر می‌دهند. همچنین با اشاعه سبک‌های همراه با خشونت، جایگاه خانواده را حذف کرده و فرایند آشنایی را به محیطی غیرطبیعی و محدود بدل می‌سازند.

سوال خبرنگار آذرانجمن: آیا نرمال‌سازی تغییر سریع پارتنر در این برنامه‌ها می‌تواند ارزش تعهد و پایداری در روابط را تضعیف کند؟

دکتر کریمی ثانی: تغییر سریع پارتنر بدون گذر از دوره‌ی ثبات هیجانی مشکل‌آفرین است. چنین رفتاری نشانه‌ی بی‌ثباتی، رفتارهای تکانشی و دلبستگی ناایمن است. در این شرایط، تعهد معنای خود را از دست می‌دهد و روابط پایداری لازم را نخواهند داشت.

خبرنگار: تجربه روابط نمایشی و رقابتی در چنین فرمت‌هایی، به بلوغ احساسی کمک می‌کند یا بیشتر باعث سطحی‌نگری می‌شود؟

دکتر کریمی ثانی: اگر بلوغ را توانمندی هیجانی و اجتماعی بدانیم، شاید این روابط بستری برای ارتباط فراهم کنند. اما نمایشی بودن در روابط عمیق زندگی و ورود افراد مختلف به خصوصی‌ترین حریم‌ها، مرزهای هیجانی و خصوصی را نابود می‌کند؛ مرزهایی که نسل‌ها برای حفاظت از آن‌ها تعریف شده‌اند.

خبرنگار: وقتی عشق و احساسات در قالب یک محصول رسانه‌ای عرضه می‌شوند، چه پیامدهایی برای مخاطبان دارد؟

دکتر کریمی ثانی: این روند به سطحی‌نگری، پایین آوردن جایگاه خانواده، تنزل موقعیت زن و مرد، ترویج رفتارهای غیرمتعهدانه و محدودسازی عشق به روابط گذرا منجر می‌شود. همچنین افراد را به توسعه فردی بدون توجه به خانواده سوق می‌دهد.

خبرنگار: نقدهای بلاگرها و روان‌شناسان اجتماعی، مخاطب را آگاه‌تر می‌کند یا کنجکاوی او را بیشتر؟

دکتر کریمی ثانی: هر دو حالت ممکن است رخ دهد. نقدها ابتدا حس کنجکاوی را افزایش می‌دهند و سپس بسته به مخاطب، می‌توانند آگاهی ایجاد کنند یا موجب انحراف فکری شوند.

خبرنگار: در بلندمدت، چنین برنامه‌هایی چه خطراتی برای سلامت روان و روابط اجتماعی نسل جوان ایجاد می‌کنند؟

دکتر کریمی ثانی: فاصله‌ی میان محیط نمایشی و واقعیت زندگی جوانان می‌تواند به مشکلات شخصیتی، اهداف اشتباه و ارزش‌های غلط منجر شود. شکست‌های پی‌درپی زمینه‌ساز افسردگی شدید و اختلالات شخصیتی خواهد بود. در نهایت، این روند آسیب‌پذیری روابط شخصی را دو برابر کرده و زمینه‌ی افزایش طلاق و خیانت را فراهم می‌سازد.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *