تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۶/۰۱ - ساعت ۱۱:۳۰ کدخبر: 106757 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

خودت چطوری دکتر؟

خودت چطوری دکتر؟

همه از پزشک انتظار دارند درد دیگران را تشخیص دهد و درمان کند؛ اما وقتی نوبت به رنج خودش می‌رسد، چه کسی مراقب اوست؟ سلامت روان جامعه پزشکی، مسئله‌ای است که دیگر نمی‌توان آن را پشت روپوش سفید پنهان کرد.

گروه پزشکی آذرانجمن/ رعنا شکری: روز پزشک که می‌رسد، همه از نجات جان انسان‌ها می‌گوییم؛ از دست‌هایی که بر بالین بیمار آرامش می‌دهند، از چشم‌هایی که ساعت‌ها پشت میکروسکوپ و مانیتور دنبال نشانه‌ای برای تشخیص می‌گردند و از آدم‌هایی که گاهی شب را به صبح می‌رسانند تا بیماری، صبح را ببیند.

اما کمتر کسی می‌پرسد حال خودِ پزشک چیست؟

پشت آن روپوش سفید، پزشکی ایستاده که قرار نیست آهن باشد؛ خسته می‌شود، می‌ترسد، ناامید می‌شود، شکست می‌خورد و گاهی آن‌قدر زیر فشار می‌ماند که دیگر توان ادامه دادن ندارد.

Advertise

خودکشی پزشکان و دانشجویان پزشکی، شاید یکی از تلخ‌ترین زنگ‌های خطری باشد که جامعه پزشکی باید جدی‌تر از همیشه بشنود؛ نه برای ساختن یک تیتر تلخ، بلکه برای دیدن زخمی که سال‌هاست پشت اعتبار، تخصص و ظاهر آرام این حرفه پنهان مانده است.

مسئله فقط حجم درس و امتحان نیست؛ سال‌های طولانی آموزش، رقابت نفس‌گیر، شیفت‌های سنگین، خواب ناکافی، مسئولیت جان انسان‌ها، فشار خانواده و جامعه برای «موفق بودن»، ترس از اشتباه و گاهی ناتوانی در گفتن جمله‌ای ساده مثل «من دیگر خسته‌ام» می‌تواند مجموعه‌ای از فشارها را بسازد که اگر دیده نشود، به فرسودگی عمیق منجر شود.

پزشکی هم یک تناقض بزرگ با خود دارد؛ از یک پزشک انتظار داریم نشانه‌های بیماری را در دیگران ببیند، اما همان پزشک ممکن است سال‌ها نشانه‌های رنج خودش را پنهان کند.

چرا؟
چون هنوز در بخشی از فرهنگ حرفه‌ای ما، درخواست کمک گاهی با ضعف اشتباه گرفته می‌شود.

دانشجوی پزشکی باید قوی باشد.
رزیدنت باید دوام بیاورد.
پزشک نباید کم بیاورد.
پزشک باید همیشه پاسخ داشته باشد.

اما چه کسی گفته پزشکی که برای نجات دیگران آموزش دیده، خودش حق ندارد یک روز محتاج کمک باشد؟

پس شاید روز پزشک، در کنار تبریک گفتن، باید یک سؤال جدی‌تر هم بپرسیم:

چه کسی مراقب سلامت روان پزشک است؟

چه کسی حال دانشجویی را می‌پرسد که بعد از ساعت‌ها درس و شیفت، دیگر توان لبخند زدن ندارد؟

چه کسی به رزیدنتی که شب‌های متوالی خواب درست و حسابی نداشته، اجازه می‌دهد بگوید «کم آورده‌ام» بی‌آنکه از قضاوت شدن بترسد؟

و چه کسی به پزشک می‌گوید کمک خواستن، شکست نیست؟

نباید منتظر بمانیم تا یک صندلی در کلاس پزشکی خالی بماند، یک روپوش سفید دیگر بر تن صاحبش دیده نشود یا خانواده‌ای داغدار شود تا تازه به فکر سلامت روان جامعه پزشکی بیفتیم.

پیشگیری از خودکشی فقط با توصیه به «قوی بودن» اتفاق نمی‌افتد؛ اتفاقاً گاهی همین توصیه، آدم خسته را بیشتر تنها می‌کند.

جامعه پزشکی به نظام حمایتی جدی، دسترسی امن و بدون انگ به خدمات سلامت روان، محیط آموزشی و کاری انسانی‌تر و مهم‌تر از همه، فرهنگی نیاز دارد که در آن پزشک و دانشجوی پزشکی بتوانند بدون ترس از برچسب خوردن بگویند: «من خوب نیستم.»

روز پزشک، شاید بهترین زمان برای گفتن یک تبریک متفاوت باشد؛

به پزشکی که تمام عمرش را صرف نجات دیگران کرده، بگوییم:

تو فقط پزشک نیستی؛
تو هم یک انسانی.

خسته شدنت ضعف نیست.
کمک خواستنت شکست نیست.
و قرار نیست برای نجات دیگران، خودت را فراموش کنی.

شاید امسال، زیباترین تبریک روز پزشک این باشد که قبل از پرسیدن «چند بیمار را نجات دادی؟»، یک‌بار از خود پزشک بپرسیم:

«خودت چطوری؟»

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *