تاریخ انتشار: ۱۴۰۴/۰۴/۱۸ - ساعت ۱۳:۳۴ کدخبر: 83128 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

۱۸ تیرماه، روز ادبیات کودکان و نوجوانان؛

از تولیدات تجاری تا بی‌توجهی به زبان مادری

از تولیدات تجاری تا بی‌توجهی به زبان مادری

وگرنه “گرگ‌های در لباس میش”، برای آن‌ها برنامه‌ریزی خواهند کرد و در یک چشم به هم زدن، اراده زیستن، اختیار اندیشیدن، حس وطن‌پرستی و ملاک‌های انسانیت را از این نسل خواهند گرفت.

به گزارش گروه فرهنگ آذرانجمن/ رعنا شکری: یکی از حساس‌ترین و تأثیرگذارترین حوزه‌های ادبیات، ادبیات کودک و نوجوان است. این حوزه علاوه بر نظم و نثر، با موسیقی، نقاشی، نمایشنامه، تاریخ و داستان‌های شفاهی گره خورده است.

این نوع ادبیات صرفاً برای سرگرمی قشر کودک و نوجوان نیست، بلکه بستری برای تقویت تفکر و تخیل، شناخت هویت و فرهنگ خود است.

Advertise

در کشور ما، در این حیطه فعالیت‌های بسزایی انجام شده است؛ علی‌الخصوص در تبریز، داستان‌های صمد بهرنگی هنوز در صدر فهرست آثار فاخر می‌درخشد. هنوز هم قصه‌های مادربزرگ‌ها به‌صورت شعر و نثر در ذهن‌ها حک شده است.

اما با توجه به اینکه ادبیات کودک و نوجوان بازتاب نگاه جامعه به نسل آینده است، برای آذربایجان، فعالیت‌های این حوزه رضایت‌بخش و کافی نیست. و در کنار تمام تلاش‌ها، این حوزه همچنان با آسیب‌های اساسی مواجه است:

  • یکی از موضوعات مهم، با توجه به فرهنگ و ادبیات غنی آذربایجان، تکیه بر ترجمه‌های آثار غیربومی و سخیف است. ترجمه‌هایی ضعیف و سانسور شده از فرهنگ بیگانه و غیرمرتبط، جای آثار بومی را گرفته است.

 

  • تولیدات داخلی هم معمولاً سطحی و صرفاً با انگیزه “تجاری” منتشر شده است و همچنین با تصویرگری غیرحرفه‌ای، در جذب مخاطب کودک و نوجوان چندان توفیقی ندارد.

 

  • موضوع بیشتر آثار، تکراری و کلیشه‌ای است که دنیای ذهن کودک و نوجوان را محدود کرده و مانع تفکر خلاق آن‌ها می‌شود.

مسئله مهم دیگری که معمولاً مورد غفلت واقع می‌شود، تفکیک حیطه کودک و نوجوان است. طرز تفکر، تخیل، نگرش و نیاز این دو قشر از هم متفاوت است؛ بنابراین باید دنیای هر دو را شناخت و بر اساس آن محتوا ارائه داد. البته رده‌بندی گروه سنی مخاطب در بیشتر محصولات مشخص می‌شود؛ اما در ساختار هم باید این مهم در نظر گرفته شود.

علاوه بر این‌ها، فرزندان آذربایجان از بدو تولد به زبان مادری خود (ترکی) سخن می‌گویند و با ورود به مدرسه و یادگیری زبان فارسی، در خواندن، نوشتن و صحبت کردن به زبان دوم گاهی با چالش مواجه هستند و این موضوع باعث ایجاد شکاف بین کودک و نوجوان و فرهنگ کتاب‌خوانی می‌شود. نشر آثار بومی به زبان مادری و ترجمه فارسی برای کودکان دوزبانه، می‌تواند این شکاف را باریک‌تر کند.

مسئله‌ای که تمام موارد فوق را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، آمار پایین مطالعه در کشور است. با گسترش فضای مجازی، کودک و نوجوان نیز مانند بزرگسالان، به دریافت اطلاعات از طریق اپلیکیشن‌ها بسنده می‌کنند. چه‌بسا فضای مجازی در برخی موارد، اطلاعات نادرست و نامناسب را در ذهن مخاطب انباشته می‌کند. حتی ذائقه مخاطب توسط این پلتفرم‌ها تغییر کرده است، اما دسترسی سریع و خلاصه بودن مطالب از دلایل محبوبیت این منابع می‌باشد.

استفاده از پادکست‌ها و تبدیل ادبیات کتبی به فایل‌های صوتی و تصویری و نرم‌افزارهای کتاب‌خوانی می‌تواند جلوی این فاجعه را تا حدی بگیرد؛ هرچند این میانبرها، جای لذت ورق زدن کتاب را نمی‌گیرد، ولی به دلیل همراه و سیار بودن، در هر مکان و شرایطی می‌توان از آن استفاده کرد.

تشویق به مطالعه از طریق خانواده و اشاعه فرهنگ مطالعه در مدارس می‌تواند اساسی‌ترین قدم برای آشتی کودک و نوجوان با ادبیات باشد.

استفاده از قهرمانان ملی و مفاهیم ملموس و مطابق با دنیای امروز کودک و نوجوان و تصویرگری جذاب، یکی دیگر از راه‌های جذب این قشر است.

در کنار موضوعات ملی، از ترجمه اصولی و درست آثار موفق جهانی نباید غافل شد. استفاده از آثار فاخر بین‌المللی، جرقه آزاداندیشی کودک و نوجوان بوده و خلاقیت و تفکر فراملی او را عمق می‌بخشد.

توسعه فرهنگ‌سراها و کانون‌ها، به‌روز کردن کتاب‌ها و تجهیز کتابخانه‌های تخصصی کودک و نوجوان، می‌تواند بستری برای حضور کودک و نوجوان همراه خانواده و مطالعه گروهی باشد.

اختصاص یارانه برای خرید کتاب و حمایت نهادهای دولتی و غیردولتی برای نشر کتاب، برگزاری جشنواره‌ها و نمایشگاه‌های ویژه ادبیات کودک و نوجوان به بازار ادبیات رونق می‌بخشد.

کودک و نوجوان این عصر، به نسل دیجیتال خالص معروف‌اند. آن‌ها از بدو تولد با دنیای فناوری آشنا هستند. با توجه به دسترسی آسان و سریع به خواسته‌های خود، معمولاً کم‌حوصله و کم‌تحمل هستند؛ اما نسبت به مسائل پیرامون خود، آگاهی دارند و آن‌ها را تحلیل می‌کنند.

برای چنین نسل متفاوتی، در انتخاب ابزار آموزش ادبیات باید حساسیت زیادی نشان داد؛ استفاده از ابزار به‌روز و همسو شدن با ذهن آن‌ها و حمایت از اندیشه‌های آن‌ها، مسیر ارتباط با آن‌ها را هموار خواهد کرد.

این کودکان و نوجوانان سرمایه‌های فرهنگی و ریشه‌های هویتی جامعه هستند. پس برای توسعه یک جامعه اصیل و حفظ تمدن کهن، باید روی این سرمایه‌ها برنامه‌ریزی کرد.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *