آزمون استخدامی آموزشوپرورش برگزار شد، اما حاشیهها ادامه دارد!
پس از یکسال و نیم انتظار، آزمون استخدامی آموزشوپرورش با حاشیههایی عجیب برگزار شد؛ از تغییر منابع و حذف رشتهها گرفته تا انتقاد از سهمیهها و ظرفیتهای محدود جذب.
به گزارش گروه اجتماعی آذرانجمن؛ بالاخره آزمون استخدامی آموزشوپرورش بعد از حدود یک سال و نیم، برگزار شد.
این انتظار، از طرفی فرصت خوبی برای مطالعه داوطلبان به وجود آورد و از طرف دیگر، با افزایش سن تعدادی از داوطلبان، آنها را از ادامه رقابت بازداشت.
آزمون استخدامی ماده ۲۸ با رویکرد ایجاد عدالت از طریق وزارت آموزشوپرورش برگزار میگردد.
امسال این آزمون زیر نظر جهاد دانشگاهی در حال اجراست.
داوطلبان از سال قبل منتظر انتشار دفترچه آزمون بودند و بالاخره در خرداد امسال، انتظارها به سر رسید؛ اما این ثبتنام با «شگفتانه»هایی همراه بود:
برخی منابع آزمون تغییر یافته و منابع جدید جایگزین شده بود. البته فرصت برای مطالعه این منابع جدید، حدود چهل روز فراهم بود که متأسفانه بخشی از آن با جنگ دوازدهروزه تداخل پیدا کرد.
مسئله دیگر، حذف رشتههای غیرمرتبط (آموزگاری) بود؛ انتظار میرفت قانون حذف رشته و جذب رشتههای تخصصی از سالهای قبل اجرا شود تا امر تعلیم و تربیت زیر نظر افراد متخصص انجام گیرد. اما در سالهای قبل، چنین نکتهای رعایت نشد و این امر باعث شد داوطلبان با امید به روال سال قبل همچنان به مطالعه ادامه دهند و در خرداد با حذف رشته مواجه شوند.
ناگفته نماند در دفترچه اصلاحیه، شرط حذف رشته با تبصره (داشتن دو سال سابقه آموزشی) تصحیح شد.
مسئله بعدی، آمار ظرفیتهای آموزگاری بود. ظرفیت نواحی محدود شده و بسیاری از داوطلبان را بیانگیزه کرد.
ظرفیت جذب آموزگاری، سیهزار نفر اعلام شده است و در این آزمون، حدود دویست و هفتاد هزار نفر شرکت کردهاند.
این در حالی است که برخلاف سالهای قبل که مسئولان آموزشوپرورش از کمبود معلم خبر میدادند؛ امسال روی مازاد معلم تأکید میکنند.
سؤالی که مطرح میشود این است که با توجه به این موضوع، چرا به بهانهی جنگ دوازدهروزه، مهلت ثبتنام آزمون استخدامی افزایش یافت؟!
ظاهراً مسئولان برای جبران کسری بودجه، روی حق ثبتنام داوطلبان حساب ویژهای باز کرده بودند!
آیا بهتر نبود به جای این همه هزینه برای جذب تعداد محدود، فرآیند جذب آموزگار از بین معلمان نهضتی و حقالتدریسی و غیردولتی برگزار میشد که با سابقه درخشان آموزشی، سالهاست نادیده گرفته شدهاند؟
به راستی، کسی که سالها با تمام قوا و با وجود تمام محرومیتها و تبعیضها در خدمت تربیت فرزندان این خاک میکوشد؛ با کسی که سالهاست مدرک دانشگاهیاش در کنج خانه خاک خورده و هیچ شناختی از دنیای تعلیم و تربیت ندارد؛ قابل مقایسه است؟
داوطلبان تا کی باید قربانی گزینشهای سلیقهای باشند؟
از یک داوطلب معلمی به جز اعتقادات و التزام به نظام مقدس جمهوری اسلامی و روان سالم و سواد بهروز و مهارتهای تخصصی تدریس، چه انتظارات دیگری میتوان داشت؟
آیا سهمیه ایثارگری در آزمون استخدامی، اهانت به مقام شامخ ایثارگران نیست؟
هیچ ایثارگری با انگیزه جذب و استخدام، جان خود را فدا نکرده است؛ نیت والای آنها ماورای این بحثهاست و این سهمیه، کرامت ایشان و خانوادههایشان را زیر سؤال میبرد.
امتیاز تأهل و فرزندآوری، برای داوطلبی که شرایط ازدواج و فرزندآوری ندارد، بیعدالتی نیست؟
در حالی که تشویق به ازدواج و تشکیل خانواده در نهادهای دیگر و موضوعات معیشت و تسهیلات برای این امر، با سنگاندازی همراه است.
آیا وقت آن نرسیده که آموزشوپرورش دست از سر بازنشستگان فرهنگی بردارد؟
سی سال گچ خوردن و پای تخته ایستادن برای این قشر رنجدیده کافی نیست؟
آیا بهتر نیست مسئولان به حال نسل جدید دل بسوزانند و به سراغ نیروی تازهنفس بروند؟
زمانِ رو راست بودن با داوطلبان فرا رسیده، و حتی گذشته است.
کاش به زمان و نیروی این داوطلبان احترام گذاشته شود و آنها را بدون برنامهریزی و صرفاً برای نمایش، درگیر فرآیند آزمون نکنند.

سما شیرزاد
نظرات