مالک رحمتی؛ آنکه استانداری را بازتعریف کرد
در بسياري از تجربههاي حکمراني محلي، مسئولان ميآيند، دورهاي طي ميشود، و ميروند؛ بيآنکه نامي، ردپايي، يا حتي خاطرهاي عميق از آنان در ذهن مردم باقي بماند. گويي آمده بودند که فقط صندلياي را اشغال کنند.
به گزارش آذرانجمن به نقل از احرار/ سهیلا عباسپور …در بسیاری از تجربههای حکمرانی محلی، مسئولان میآیند، دورهای طی میشود، و میروند؛ بیآنکه نامی، ردپایی، یا حتی خاطرهای عمیق از آنان در ذهن مردم باقی بماند. گویی آمده بودند که فقط صندلیای را اشغال کنند. اما گاه، چهرهای میآید که انگار نه برای انجام وظیفه، بلکه برای نشان دادن امکانِ «دگرگونه بودن» آمده است. دکتر مالک رحمتی یکی از این معدودها بود.
او تنها چهار ماه در مقام استاندار آذربایجان شرقی ماند؛ اما آنچه در این چهار ماه رخ داد، برای بسیاری از مدیران فعلی و آینده، به نوعی «سند راه» تبدیل خواهد شد. چه شد که چنین شد؟ چرا مردم از اقشار مختلف، حتی کودکان، با او احساس نزدیکی میکردند؟ و چرا برخی از مدیران، از همان آغاز حضور او، احساس واهمه داشتند؟
بازتعریف رابطه قدرت و مردم
در فضای رسمی اداری، نوعی بیاعتنایی نهادینهشده نسبت به مردم شکل گرفته است. مدیری که حضورش را موهبتی برای مردم میداند، عملاً خود را تافتهای جدابافته میپندارد. رحمتی این الگوی معیوب را شکست. با حضور در میان مردم، گفتوگوی مستقیم، و بدون محافظهکاریهای رایج، نشان داد که قدرت، اگر در خدمت مردم نباشد، جز صورتی پوچ و منزوی از اقتدار باقی نمیگذارد.
جوانبودن رحمتی فقط در سن و سالش نبود. در انرژی، در نگاه رو به آینده، و در جسارت برای عبور از سنتهای فرسوده مدیریتی هم جوان بود. اما برخلاف برخی مدیران جوانسال اما خامرفتار، او به قواعد بازی واقف بود. دقیق میدانست کجا باید ایستادگی کند و کجا باید گفتوگو را ترجیح دهد.
رسانه، نه تهدید، بلکه فرصت
بسیاری از مدیران، رسانه را تنها در زمانی به رسمیت میشناسند که ستایششان کند، و در مواجهه با نقد، یا سکوت میکنند یا تهدید. اما رحمتی، رسانه را به عنوان ابزارِ تبیین، پاسخگویی و تقویت امید عمومی میشناخت. او از رسانه نمیترسید، چون چیزی برای پنهانکردن نداشت.
برخورد بیپرده با ناکارآمدی
در ساختار سنتی اداری، تعارف و مماشات، گاه کارآمدی را قربانی روابط میکند. رحمتی اما با صراحت، کمکاری و بیاحترامی به مردم را تاب نمیآورد. این رویکرد برای برخی از همردههایش خوشایند نبود، اما برای مردم، نشانهای از جدیت و صداقت بود.
ترجمهای انسانی از قدرت
شاید مهمترین ویژگی رحمتی، ترجمهای متفاوت از مفهومی کلیشهای به نام «استاندار» بود. او این نقش را نه در قالب یک مقام بلندپایه، بلکه در قامت یک انسان مسئول، ترجمه کرد. همانگونه که آیتالله آلهاشم، نقش «امام جمعه» را از خطابهی رسمی به نزدیکی مردمی ترجمه کرده است.
در سلوک رحمتی، جایگاه رسمی هیچگاه دیواری بین او و مردم نکشید. او بهخوبی فهمیده بود که محبوبیت، نه با نمایش، که با همدلی عمیق و احترام واقعی به مردم شکل میگیرد. او اهل شعار نبود؛ بهجای سخنرانیهای طولانی، با حضور و اقدام حرف میزد.
سخن آخر
مالک رحمتی رفت، اما اگر قرار باشد چیزی از او باقی بماند، نه فقط نامش، بلکه شیوه مدیریتش خواهد بود. مدیریتی که نه بر اساس ترس و تکلف، بلکه با صداقت، شجاعت و درک عمیق از شأن مردم شکل گرفت. شاید دیگر نیاید، اما اگر بیاید، باید بداند که مردم اکنون متر و معیار جدیدی برای قضاوت مدیران دارند؛ و این، میراث ماندگار رحمتی است.

آذرانجمن
نظرات