قبیلهگرایی سیاسی تبریز و آذربایجان را به قهقرا میبرد
سیاستزدگی و قبیلهگرایی سیاسی به عنوان مهمترین عامل عقبماندگی استان و قهقرای سیاسی و اقتصادی تبریز و آذربایجان است.
گروه سیاسی آذرانجمن؛ اینکه چرا قطار توسعه تبریز و استان آذربایجانشرقی گاها کند حرکت کرده و یا متوقف میشود، دلایل بسیاری میتواند داشته باشد. فقدان مدیریت تخصصی، منابع پایین، فقدان طرحهای راهبردی و چشماندازهای بلند مدت، خودزنی و دیگر زنی برخی مسئولین و مهمتر از همه اینها، سیاستزدگی و اعمال فشار برای انتصاب افراد در جایگاههای غیرتخصصی و تخریب دستگاههای دولتی و شبه دولتی توسط برخی از مدیران است.
انتظار مردم تبریز و استان، جذب اعتبار و توسعه همهجانبه تبریز و آذربایجان و احیای جایگاه تاریخی، سیاسی و اقتصادی این منطقه از کشور است. انتظاری که در پس دعواها و زد و بندهای سیاسی و فرقهای به فراموشی سپرده میشود.
این فضای مسموم و سیاستزده شهر که یک روز شهردار تبریز را استیضاح کرده و روز دیگر از عزل و مدیرعامل های شرکت مس سونگون و منطقه آزاد ارس خبر میدهد و امروز استعفای استاندار را بر تارنمای رسانههای استانی پدیدار می سازد، در واقع نتیجه همین سیاستزدگی و قبیلهگرایی سیاسی در شهر است که در نوع خود مهمترین عامل عقبماندگی استان و قهقرای سیاسی و اقتصادی تبریز و آذربایجان است.
مردم شهر و استان از این دریوزههای سیاسی چپ و راست در کشور که چپ و راست خود را نمیشناسند به ستوه آمدهاند. در کنار این نارضایتی عمومی از این رهاشدگی سیاسی در استان، بسیاری از مطالبات عمومی مردم از جمله احیای دریاچه ارومیه، تکمیل متروی تبریز، اعتلای فرهنگ اسلامی-ترکی منطقه، اشتغال، صنعت و معدن بر جای مانده است.
درد بسیاری از این افراد، به قول گفتنی، «عمی دردی نیست، زمی دردی است» قطع به یقین اتحاد و همدلی مسولان و مدیران دستگاههای دولتی و ایجاد مدیریت واحد شهری، فارغ از جناحبندی های سیاسی، منجر به حرکت قطار توسعه استان خواهد شد. همانطور که در یک فقره اتحاد و همدلی شاهد، موفقی نسبی در استقلال شرکت مس سونگون داشتیم.
نمایندگان دولت، مجلس، شوراهای شهر، باید فارغ از سیاست، به فکر توسعه استان و شهر باشند. نباید با شکست و یا پیروزی در انتخابات و انتصابات زندگی کنند. توسعه شهر و استان در کنار تسهیل توسعه کشور، موجب افزایش رضایتمندی مردم از نظام شده و اعتماد آنها را در پی خواهد داشت.
انتهای پیام/

هادی میدانی
کاش بیزه دانشگاه دا،بیر درس گویالار مفاهیم اقتصادی و سیاسی که اولارینان زندگی عادی دا درگیریخ،اورگشاخ.تا هر یولدان گچنین سوزونه تولان میاخ.ولی دبیرستان دانشگاه هامسی شاهنامه فردوسی و معارف اوخوروخ.
دوست عزیز و گرامی…. همانطور که اطلاع دارید سیستمی که در این صد سال از سوی مرکز بر اداره منطقه آذربایجان و تبریز تجویز شده است بر مبنای کلی عقب ماندگی همه جانبه آذربایجان است و امروزه این افرادی که به قول شما جنگ قبیله ای و حزبی راه انداخته اند نتیجه همان سیاست رضاپالانی است که هم اکنون بر شدت آن افزوده شده است.آذربایجان را به صورت چند قطبی اداره می کنند که مبادا پیشرفت کند یعنی مهندسی می کنند که آذربایجان نسبت به مناطق دیگر ایران از جمله استان ها و شهرهای فارس نشین عقب بماند! وقتی یک شخص ایده ال و متخصصی در یک سازمان و یا اداره ای در آذربایجان مسئولیت بر عهده می گیرد اگر خوب کار کند بلافاصله ویروس های ضد آذربایجانی از کانال های مختلف ورود کرده و آن شخص و مسئول را فاسدترین فرد کشور معرفی خواهند کرد و دعوای مدیریتی و قبیله ای راه اندازی خواهند کرد. در این میان عده ای ساده لوح و بدبخت هم از ترس عواقب پیشرفت آذربایجان که بر این باورند اگر پیشرفت کند دیگر ازآن ایران نخواهد بود، تن به سیاست کثیف پالانی و ایرانشهری می دهند و با آنها هم کلام می شوند و امروز نتیجه آن ترسیدن های ساختگی اتاق فکر مرکز نشینان، عقب ماندگی تبریز و در راس آن آذربایجان است…