قانون اساسی و ولایت فقیه؛ دو بال شکستناپذیری ایران در برابر طوفانهای سهمگین

ارسلان فتحیپور، نماینده ادوار مجلس، قانون اساسی و ولایت فقیه را دو عامل اصلی حفظ ثبات و انسجام کشور در بحرانهای اخیر دانست.
به گزارش آذرانجمن، در جستوجوی راز تابآوری ملت در طوفان حوادث اخیر، به سراغ ارسلان فتحیپور رفتهایم؛ نماینده ادوار هفتم، هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی و رئیس پیشین کمیسیون اقتصادی مجلس در دو دوره هشتم و نهم.
کدام عنصر راهبردی، حلقه مفقوده پیروزی ملت ما بوده است؟
از نظر من، آن چیزی که توانسته کشورمان را در مقابل دشمنان و بدخواهان قسمخورده و جنایتکار بیمه نماید، بعد از لطف و عنایت خداوند سبحان، دو عنصر اساسی رمز موفقیت و پایداری ماست؛ یکی ساختار حقوقی کشور که به قانون اساسی معروف است و دومی اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه.
ببینید، ما در دو سال اخیر دچار چند نوع حوادث بسیار جدی و مخاطرهآمیز شدهایم. اولی مربوط به شهادت رئیسجمهور خدمتگزار، آیتالله رئیسی (رحمه الله علیه) به همراه وزیر امور خارجه ،آیت الله آل هاشم و سایر همراهانش بود.
این حادثه آنقدر خطرناک و دشمنامیدوارکننده بود که دشمنان فکر کردند به واسطه بهوجود آمدن این خلأ، خواهند توانست به کام دل خود رسیده و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را تضعیف نمایند.
اما به لطف حق تعالی و به خاطر وجود پربرکت نعمت ولایت مطلقه فقیه و شخص امام شهیدمان، این حادثه بزرگ در کوتاهترین زمان ممکن بدون کوچکترین خللی و آسیبی به کشور جمع شد و کشور در ریل پیشرفت و ترقی همیشگی خود قرار گرفت و آب از آب تکان نخورد.
اما پس از آن حادثه، دشمن غدار و فرومایه، پس از آنکه ذکاوت، هوش و قدرت مدیریت امام شهیدمان را دیدند، به این فکر افتادند که ظاهراً تا زمانی که حاکمیت ولایت مطلقه فقیه بر سر این ملت و مملکت برقرار است، نخواهند توانست به اهداف پلید خود دست یابند. لذا از آن زمان به بعد به فکر ترسیم نقشه شوم و پلید حذف رهبری افتادند و سرانجام در نهم اسفندماه در جنگ موسوم به رمضان، در لحظات آغازین جنگ تحمیلی، این نیت خبیث خود را (شهید کردن رهبر عزیزمان) عملی کردند، به این امید که با شهادت آیتالله العظمی امام خامنهای (رحمه الله علیه)، نظام دچار فروپاشی خواهد شد.
اما این بار قانون اساسی، که میراث گرانبهای امامین فقید و شهید میباشد، به کمک نجات کشور و ملت آمد و ساختار قانون اساسی، کارآمدی خود را نشان داد؛ بهطوریکه نه تنها خللی پیش نیامد، بلکه قدرت مانور دفاعی کشور و عظمت انسجام ملت چندین برابر بیشتر از سایر ادوار، دشمن بدخواه و بداندیش ما را زمینگیر و زبون و ذلیل کرد.
دشمن خودخواسته با التماس به کشورهای دیگر، بهصورت غیرمستقیم مجبور به اعلام آتشبس شد و به عظمت ملت ایران و فرماندهان شجاع آن اعتراف نمود.
آیا میتوان گفت هوشمندی قانون اساسی در این است که دقیقاً میداند کجاها را باید به تشخیص و اختیار رهبری بسپارد تا نظام دچار بنبست نشود؟
قانون اساسی ما آنچنان دقیق و مترقی هست که حتی فکر لحظهها را کرده است. بعد از شهادت رهبر عزیزمان، بهواسطه حکم قانون اساسی، شورای رهبری در اولین فرصت تشکیل شد و برقراری نظم و اداره امور را تضمین نمود. به دنبال آن، مجلس خبرگان رهبری با استفاده از اختیارات خود، اشبهالناسترین فرد به امام شهیدمان را که مایه فخر ملک و ملت میباشد، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (دامت برکاته) را به عنوان رهبر سوم در سریعترین زمان ممکن انتخاب نمودند که با این انتخاب، دشمن بهصورت جدی کوبیده شد و آخرین میخ بر تابوت کثیف خود را بهعینه احساس نمود.
بیانصافی است گاهی اوقات برخی از مدیران که خودشان نیز به ضعف کارنامه عملکردی خود پی بردهاند، از شدت شرمساری در پیشگاه ملت فرافکنی کرده و گاهاً مشاهده میشود برخی از اصول قانون اساسی و حتی قوانین موضوعه کشور را عامل بسته شدن دست و پای خود در امر مدیریتی میدانند.
من توصیهام به اینها این است که از آتش زدن قیصر بخاطر تصاحب دستمالی خودداری کنند. انصاف نیست که این قانون اساسی را با اینهمه پشتیبانی و ظرفیتی که برای کشور ایجاد نموده، زیر سوال ببرند.
اگر جایی هم مشکل است، میتوان با استفاده از اختیارات رهبری و کسب استیذان، مشکل موردی را هم حل و فصل نمود؛ چنانچه تا به حال نیز در چندین مورد با همین روش از خیرات و برکات ایشان برای حل مشکلات کشور بهرهمند شدهایم.
تجمیع انتخابات بهترین مصداق این ادعا بود؛ ماجرای جلوگیری از تضییع فرصتهای مدیریتی کشور و جلوگیری از تحمیل هزینههای مالی با اذن رهبری و با تطویل مدت قانونی انتخابات شورای شهر وروستاو اتصال آن به انتخابات ریاستجمهوری سال ۹۲. در تجمیع انتخابات و هر کجا که در قانون اساسی مشکل یا خلأیی احساس شود، با توجه به اختیارات رهبری این مشکل قابل حل است و در نظام ما بنبستی وجود ندارد.
انتهای پیام/


آذرانجمن
نظرات