یک روانشناس مطرح کرد؛
دو نشانه مهم اختلال شخصیت خودشیفته!

یک روانشناس گفت: افراد خودشیفته علاوه بر نیاز مداوم به تحسین و تأیید دیگران، معمولاً از انتقاد گریزان هستند، دیگران را تحقیر میکنند و مسئولیت اشتباهات خود را نمیپذیرند.
به گزارش آذرانجمن، مرتضی عزیزی در گفتوگویی با بیان اینکه «غرور» با «اختلال شخصیت خودشیفته» تفاوت اساسی دارد، گفت: تشخیص اختلال خودشیفتگی تنها بر اساس یک ویژگی مانند غرور امکانپذیر نیست و این اختلال زمانی مطرح میشود که مجموعهای از علائم بهصورت پایدار، عملکرد فرد را در زندگی شخصی، خانوادگی، عاطفی و شغلی مختل کند.
وی با اشاره به تفاوت برداشت عمومی از واژه خودشیفتگی با مفهوم تخصصی آن در روانشناسی، اظهار کرد: واژه خودشیفتگی در ادبیات روانشناسی معنای مشخصی دارد، اما در میان مردم اغلب با غرور اشتباه گرفته میشود. غرور تنها یک نشانه است و بهتنهایی به معنای وجود اختلال نیست. در روانشناسی هیچ اختلالی صرفاً بر اساس یک علامت تشخیص داده نمیشود.
وی افزود: زمانی میتوان از اختلال شخصیت خودشیفته سخن گفت که مجموعهای از علائم بهصورت طولانیمدت وجود داشته باشد و این علائم موجب اختلال در روابط زناشویی، عاطفی، شغلی و بهطور کلی عملکرد زندگی فرد شود، برای تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته، وجود دستکم پنج معیار تشخیصی ضروری است.
این روانشناس با بیان اینکه افراد مبتلا به اختلال شخصیت خودشیفته دارای غرور کاذب و خودبزرگبینی هستند، گفت: این افراد نیاز شدیدی به تأیید و تحسین دیگران دارند و در مقابل، تحمل انتقاد را ندارند و بهشدت نقدناپذیر هستند.
وی ادامه داد: خودشیفتگی میتواند در عرصههای مختلف از جمله روابط خانوادگی، عاطفی، شغلی و حتی سیاسی نمود پیدا کند. این افراد معمولاً از باجگیری عاطفی استفاده میکنند، همواره دیگران را مقصر میدانند و خود را محق(حق به جانب) میشمارند.
عزیزی اظهار کرد: افراد خودشیفته از تحقیر و تمسخر دیگران لذت میبرند، احساس عذاب وجدان ندارند و زمانی که تنها میشوند و تأیید بیرونی دریافت نمیکنند، دچار احساس افسردگی، اضطراب، شرم و پوچی میشوند.
وی با اشاره به تفاوت میان غرور و خودشیفتگی افزود: فرد مغرور الزاماً به تأیید دیگران نیاز ندارد و حتی در تنهایی نیز با افتخارات خود زندگی میکند، اما فرد خودشیفته در تنهایی احساس شرم، پوچی و نوعی مرگ روانی را تجربه میکند.
این روانشناس درباره آمار شیوع این اختلال گفت: آمار رسمی خودشیفتگی حدود یک درصد اعلام میشود، اما به دلیل دشواری تشخیص و ثبت این اختلال، احتمالاً میزان واقعی آن بسیار بیشتر است، بهویژه در فضای مجازی که بستری مناسب برای دریافت تأیید و تحسین دیگران فراهم کرده است.
وی ادامه داد: اگر هدف اصلی فرد از فعالیت در فضای مجازی، دریافت لایک، کامنت، تأیید دیگران یا انجام مکرر عملهای زیبایی برای جلب توجه باشد، میتواند نشانهای از گرایشهای خودشیفتگی باشد. همچنین استفاده گسترده از فیلترهای تصویری موجب فاصله گرفتن تصویر واقعی فرد از تصویری میشود که به دیگران ارائه میدهد.
عزیزی درباره عوامل شکلگیری این اختلال اظهار کرد: اختلال شخصیت خودشیفته بسیار پیچیده است و نمیتوان علت واحدی برای آن بیان کرد. ژن اختصاصی برای خودشیفتگی شناخته نشده است، اما اگر والدین ویژگیهای خودشیفتگی داشته باشند، احتمال بروز این ویژگیها در فرزندان افزایش مییابد. در کنار عوامل ژنتیکی، شیوههای تربیتی نیز نقش مهمی در شکلگیری این اختلال دارند.
وی افزود: بسیاری از افراد خودشیفته در پسِ نقاب اعتماد به نفس، تجربههای تلخی مانند تحقیر، بیتوجهی، طرد شدن یا غفلت در دوران کودکی را پنهان کردهاند. از سوی دیگر، برخی نیز در اثر تعریف و تمجیدهای افراطی و القای احساس همهتوانی، به این ویژگیها دچار شدهاند.
این روانشناس ادامه داد: افراد خودشیفته معمولاً تصور میکنند در همه زمینهها بهترین هستند. برخی والدین نیز به فرزندان خود القا میکنند که از دیگران برترند، به همین دلیل این کودکان از بازی با همسالان خود اجتناب میکنند و در محیطهایی مانند مهدکودک یا مهمانیها تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران ندارند.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا افراد خودشیفته از مشکل خود آگاه هستند یا خیر، گفت: بیشتر این افراد شناخت و بینش کافی نسبت به وضعیت خود ندارند، هرچند برخی از آنها که تحصیلات بالاتری دارند ممکن است از این موضوع آگاه باشند، اما منافع آنها در نپذیرفتن این واقعیت است.
عزیزی با تأکید بر اینکه افراد خودشیفته معمولاً برای درمان مراجعه نمیکنند، افزود: کسی که در خود مشکلی نمیبیند، نه روانشناس و نه هیچ فرد دیگری نمیتواند به او کمک کند. این افراد در برابر درمان مقاومت بالایی دارند.
وی با اشاره به نتایج برخی تحقیقات گفت: پژوهشها نشان میدهد اختلال شخصیت خودشیفته در بسیاری از موارد با اختلال شخصیت ضداجتماعی همپوشانی دارد. همچنین در صورت محروم شدن از توجه و تأیید دیگران، این افراد ممکن است دچار افسردگی، انزوا و حتی سوءمصرف مواد شوند.
این روانشناس درباره راههای شناسایی افراد خودشیفته اظهار کرد: یکی از راهها، بررسی واکنش آنها نسبت به موفقیت دیگران است. این افراد معمولاً موفقیت دیگران را ناشی از شانس میدانند یا سعی میکنند آن را کمارزش جلوه دهند.افراد خودشیفته در صورت اشتباه کردن بهندرت عذرخواهی میکنند، در حالی که فرد مغرور ممکن است با تأخیر، اما در نهایت اشتباه خود را بپذیرد و برای اصلاح آن اقدام کند.
عزیزی ادامه داد: این افراد هنگام تنهایی احساس پوچی میکنند و اگر دیگران مشکلات خود را با آنها در میان بگذارند، معمولاً شنونده خوبی نیستند و تلاش میکنند خود را قربانی نشان دهند تا توجه طرف مقابل را به خود جلب کنند.
وی با هشدار به جوانان درباره روابط عاطفی با افراد خودشیفته گفت: این افراد در ابتدای رابطه معمولاً بسیار جذاب، کاریزماتیک و توجهکننده ظاهر میشوند، اما پس از رسیدن به خواستههای خودخواهانهشان، ممکن است بدون دلیل مشخص طرف مقابل را کنار بگذارند. در مقابل، فرد مغرور از همان ابتدا غرور خود را آشکار میکند و این ویژگی برای اطرافیان قابل تشخیص است.
این روانشناس با اشاره به راهکارهای مواجهه با افراد خودشیفته گفت: یکی از روشهای مؤثر، استفاده از «تکنیک سنگ خاکستری» است، به این معنا که فرد در برابر رفتارهای شخص خودشیفته واکنش هیجانی نشان ندهد، احساسات خود را بازگو نکند و در صورت مطرح شدن موضوعات تحریککننده، بحث را تغییر دهد.
وی افزود: «تکنیک دیوار شیشهای» نیز بر تعیین مرزهای روشن در روابط تأکید دارد، زیرا افراد خودشیفته از مرزبندی گریزان هستند و در صورت مشاهده امکان سوءاستفاده، باید با قاطعیت بر رفتارهای آنها مرز تعیین کرد.
عزیزی ادامه داد: «در انتظار گذاشتن» نیز یکی دیگر از روشهای پیشنهادی است، به این معنا که در برابر درخواستهای فوری این افراد، نه پاسخ مثبت فوری داده شود و نه پاسخ منفی، تا امکان سوءاستفاده کاهش یابد.
وی خاطرنشان کرد: همچنین توصیه میشود مشکلات و اتفاقات پیشآمده در ارتباط با این افراد با اعضای مورد اعتماد خانواده یا مشاور در میان گذاشته شود، زیرا افراد خودشیفته معمولاً تلاش میکنند روابط را محرمانه نگه دارند تا امکان سوءاستفاده بیشتری از طرف مقابل داشته باشند.
انتهای پیام/


خبرگزاری ایسنا
نظرات