تاریخ انتشار: ۱۴۰۵/۰۵/۰۳ - ساعت ۱۶:۰۰ کدخبر: 104890 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

اعتیاد، بحرانی خاموش که درمان آن از خانواده آغاز می‌شود

اعتیاد، بحرانی خاموش که درمان آن از خانواده آغاز می‌شود

اعتیاد سال‌هاست که تنها یک معضل فردی یا یک آسیب اجتماعی تلقی نمی‌شود بلکه یک اختلال چندبعدی است، پدیده‌ای که ریشه‌های آن در تعامل پیچیده عوامل زیستی، روانی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی شکل می‌گیرد. به همین دلیل نیز نمی‌توان با نگاهی ساده‌انگارانه یا صرفاً با برخوردهای تنبیهی، انتظار مهار آن را داشت.

به گزارش آذرانجمن، در پس هر فردی که درگیر اعتیاد شده است، معمولاً داستانی از رنج، ناکامی، اضطراب، خلأهای عاطفی، فشارهای روانی یا آسیب‌های تجربه‌شده نهفته است. بسیاری از افراد نه برای لذت بردن، بلکه برای فرار از دردهای روحی، کاهش استرس، احساس تنهایی، شکست‌های عاطفی، مشکلات اقتصادی یا ناتوانی در کنار آمدن با بحران‌های زندگی به مصرف مواد روی می‌آورند.

این واقعیت نشان می‌دهد که اعتیاد بیش از آنکه محصول ضعف اراده باشد، نتیجه مجموعه‌ای از عوامل درهم‌تنیده است که اگر به‌موقع شناسایی نشوند، می‌توانند مسیر زندگی یک انسان را به‌طور کامل تغییر دهند.

Advertise

در این میان، خانواده نخستین و مهم‌ترین سنگر پیشگیری از اعتیاد است. هیچ نهاد اجتماعی به اندازه خانواده در شکل‌گیری شخصیت، هویت، سلامت روان و سبک زندگی افراد نقش ندارد. کودکی که در فضایی سرشار از محبت، احترام، امنیت روانی و گفت‌وگوی سازنده رشد می‌کند، در برابر بسیاری از آسیب‌های اجتماعی مقاوم‌تر خواهد بود.

احساس تعلق، حمایت عاطفی و اعتماد متقابل، سرمایه‌ای است که می‌تواند نوجوان و جوان را در مواجهه با فشارهای بیرونی حفظ کند.

نقش والدین تنها در تأمین نیازهای مادی خلاصه نمی‌شود. فرزندان بیش از هر چیز به شنیده شدن، دیده شدن و درک شدن نیاز دارند. زمانی که فضای خانه به محیطی برای گفت‌وگو، همدلی و بیان آزادانه احساسات تبدیل شود، بسیاری از مشکلات پیش از آنکه به بحران تبدیل شوند، قابل مدیریت خواهند بود.

نوجوانی که بداند در هر شرایطی می‌تواند بدون ترس از سرزنش یا تحقیر با والدین خود صحبت کند، کمتر برای حل مشکلاتش به راه‌های پرخطر پناه می‌برد.

نکته‌ای که نباید از آن غافل شد، تغییر نگاه جامعه به افراد درگیر اعتیاد است. انگ اجتماعی، قضاوت‌های ناعادلانه و طرد شدن از خانواده یا جامعه، نه‌تنها کمکی به درمان نمی‌کند، بلکه فرد را بیش از پیش به انزوا و ادامه مصرف سوق می‌دهد. اعتیاد یک بیماری قابل درمان است و فرد مبتلا بیش از هر چیز به حمایت، پذیرش، درمان تخصصی و امید نیاز دارد.

باید پذیرفت که مبارزه با اعتیاد تنها وظیفه مراکز درمانی یا دستگاه‌های اجرایی نیست، این مسئولیتی مشترک میان خانواده، نظام آموزشی، رسانه‌ها و همه اعضای جامعه است.

خانواده‌ای که گفت‌وگو را جایگزین سکوت، آگاهی را جایگزین ناآگاهی و محبت را جایگزین بی‌تفاوتی کند، نخستین گام را در مسیر پیشگیری برداشته است. آینده‌ای عاری از اعتیاد، نه با ترس و مجازات، بلکه با آگاهی، همدلی، آموزش و تقویت بنیان خانواده ساخته خواهد شد.

نقش عوامل زیستی، روانی و اجتماعی در شکل‌گیری اعتیاد

یک روانشناس در گفت‌وگویی،  با تأکید بر اینکه اعتیاد صرفاً ناشی از بی‌ارادگی یا ضعف نفس نیست، گفت: اعتیاد یک اختلال چندبعدی زیستی، جسمی، روانی، اجتماعی و فرهنگی است و خانواده به عنوان مهم‌ترین پایگاه امنیت‌بخش انسان، نقشی اساسی در پیشگیری، حمایت و درمان این آسیب اجتماعی دارد.

وهاب اصل رحیمی با بیان اینکه خانواده اصلی‌ترین مأمن، پایگاه و محل امنیت انسان در جهان است، اظهار کرد: خانواده پشتوانه‌ای است تا انسان بتواند مراحل رشد و تحول را به درستی طی کند. یکی از آسیب‌هایی که در دنیا و کشور ما نیز وجود دارد، اعتیاد است و برای اینکه بتوانیم هر موضوعی را حل کنیم، ابتدا باید تعریف درستی از آن داشته باشیم.

سرزنش و برچسب‌زنی، اعتیاد را تشدید می‌کند

وی افزود: معمولاً اعتیاد را ناشی از بی‌ارادگی، بیماری مغزی یا ضعف نفس می‌دانیم و از همان ابتدا که با فرد مبتلا مواجه می‌شویم، او را برچسب‌گذاری می‌کنیم، در حالی که اعتیاد یک بیماری با بدکارکردی ساختاری است و عوامل متعددی در شکل‌گیری آن نقش دارند.

این روانشناس ادامه داد: بخشی از این بیماری به مغز و عوامل ژنتیکی و زیستی مربوط می‌شود، بخشی دیگر به روان فرد و نحوه رفتار او بازمی‌گردد و محیط زندگی شامل خانواده، محله، جامعه، فرهنگ و سبک زندگی نیز در آن نقش دارند. زمانی که عملکرد این عوامل در کنار یکدیگر دچار اختلال شود، زمینه بروز آسیب‌هایی از جمله اعتیاد فراهم می‌شود.

اصل رحیمی با اشاره به اینکه اعتیاد نوعی اختلال رفتار تکراری و اجتناب‌ناپذیر است، گفت: فرد برای دور ماندن از پیامدهای این اختلال، ناچار به مصرف ماده یا انجام رفتار اعتیادآور می‌شود. اعتیاد یک اختلال زیستی، جسمی، روانی، اجتماعی و فرهنگی است و در تمام دوره‌های تحول انسان می‌تواند بروز پیدا کند.

وی خاطرنشان کرد: انسان در هر دوره از رشد، نوعی پوست‌اندازی را تجربه می‌کند و در هر مرحله با تنش‌ها و مشکلاتی مواجه است. در این میان، دوره نوجوانی از حساس‌ترین دوره‌هاست و سیستم روانی فرد در این مرحله آسیب‌پذیری بیشتری دارد.

این دکتراری روانشناسی با بیان اینکه از پایه پنجم ابتدایی به بعد، کودکان بیش از گذشته تحت تأثیر دوستان خود قرار می‌گیرند، تصریح کرد: در این مرحله، دایره ارتباطی کودک از خانواده فراتر رفته و به سمت همسالان کشیده می‌شود و اگر خانواده‌ها به این موضوع توجه کافی نداشته باشند، کودکان در معرض آسیب قرار می‌گیرند.

وی با اشاره به اینکه اعتیاد به دو دسته اعتیاد به مواد و اعتیاد رفتاری تقسیم می‌شود، گفت: مواد مخدر با تأثیر بر سیستم اعصاب مرکزی و انتقال‌دهنده‌های عصبی، عملکرد مغز را کند یا تند می‌کنند. برخی افراد به دلیل احساس افسردگی یا مشکلات دیگر به مصرف مواد روی می‌آورند و به مرور زمان میل شدید به مصرف در آنان شکل می‌گیرد.

اصل رحیمی ادامه داد: فرد با وجود آنکه می‌داند مصرف مواد آینده او را به خطر می‌اندازد، همچنان به مصرف ادامه می‌دهد و به تدریج عملکرد شغلی، تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی او دچار اختلال می‌شود. فردی که پیش‌تر ارتباط مناسبی با اطرافیان داشت، ممکن است دچار بی‌قراری، پرخاشگری و کاهش انگیزه برای ادامه تحصیل یا اشتغال شود.

وی یکی دیگر از نشانه‌های مهم اعتیاد را افزایش تحمل نسبت به مواد دانست و گفت: فرد به مرور زمان به مصرف بیشتر نیاز پیدا می‌کند و در صورت قطع مصرف نیز دچار بی‌قراری، عصبانیت و واکنش‌های جسمی می‌شود.

این روانشناس تأکید کرد: خانواده‌ها باید اعتیاد را پدیده‌ای چندبعدی و چندعاملی بدانند و همواره فرد مبتلا را مقصر اصلی تلقی نکنند، زیرا نگاه سرزنش‌آمیز و مقصر دانستن فرد، اعتیاد را تقویت می‌کند.

وی افزود: نخست باید بپذیریم که اعتیاد تنها یک مشکل فردی نیست و خانواده یکی از مهم‌ترین ابعاد آن محسوب می‌شود. خانواده باید نقش حمایتی و انگیزه‌بخش خود را در مسیر درمان ایفا کند.

اصل رحیمی با اشاره به اهمیت انگیزه در درمان اعتیاد اظهار کرد: باید به فرد کمک کنیم تا اعتیاد، پیامدهای فردی و اجتماعی آن، مسیر درمان و اصول خودمراقبتی را بشناسد. در غیر این صورت، وابستگی و آسیب‌پذیری فرد روزبه‌روز بیشتر خواهد شد و از روند بهبودی فاصله می‌گیرد.

خانواده، مهم‌ترین حامی در مسیر درمان اعتیاد

وی درباره علائم هشداردهنده اعتیاد نیز گفت: اگر در نوجوانان و جوانان تغییرات رفتاری مشاهده شود، خانواده‌ها باید هوشیار باشند. عصبانیت در فردی که پیش‌تر آرام بوده، دروغگویی، افت تحصیلی یا شغلی، بی‌نظمی در مسائل مالی، بی‌خوابی یا کم‌خوابی، کاهش اشتها، بی‌توجهی به ظاهر، گرایش به تنهایی، مشاهده وسایل مرتبط با مصرف مواد در کیف یا وسایل شخصی، بوی سیگار، علائم مصرف الکل و درگیری‌های بیرون از منزل از جمله نشانه‌هایی هستند که باید جدی گرفته شوند.

این روانشناس در پاسخ به این پرسش که خانواده‌ها پس از مشاهده این علائم چه واکنشی باید داشته باشند، گفت: نخستین اقدام، حفظ خونسردی است. خانواده‌ها باید از تحقیر، سرزنش، زیر سؤال بردن شخصیت فرد و هرگونه رفتاری که موجب مقاومت او شود، خودداری کنند.

ضعف مهارت‌های زندگی، زمینه‌ساز گرایش به اعتیاد

وی ادامه داد: اصل دوم، گفت‌وگو با فرزند است. خانواده باید با فرزند خود صحبت کند، نه اینکه با جست‌وجوی وسایل شخصی یا رفتارهای کنترل‌گرانه، اعتماد او را از بین ببرد. باید به فرزند اختیار و شخصیت داد تا احساس ارزشمندی کند.

اصل رحیمی با بیان اینکه بخشی از اعتیاد ناشی از ناتوانی در مهارت‌های مقابله‌ای است، اظهار کرد: اگر فرد مهارت‌هایی مانند حل مسئله، تنظیم هیجان، تاب‌آوری و مدیریت استرس را نیاموخته باشد، احتمال گرایش به اعتیاد افزایش می‌یابد.

وی افزود: خانواده‌ها باید با گفت‌وگو، نقاط آسیب‌پذیر فرزند خود را شناسایی کرده و با کمک روانشناس یا روانپزشک، مسیر صحیح درمان را دنبال کنند.

این روانشناس تأکید کرد: در درمان اعتیاد ابتدا باید ماهیت این اختلال، ویژگی‌ها و راه‌های درمان آن را شناخت. اعتیاد تنها به مصرف ماده محدود نمی‌شود، بلکه ذهن، روان، هیجان، محیط، اجتماع و رفتار همگی در شکل‌گیری آن نقش دارند و یکی از مهم‌ترین راه‌های درمان، پذیرش، مراقبت، همراهی و ایجاد انگیزه در فرد مبتلا است.

باور «مصرف تفریحی اعتیادآور نیست» مهم‌ترین دروازه ورود جوانان به اعتیاد است

روانشناس دیگری نیز در گفت‌وگویی، با بیان اینکه نوع ماده مخدر، نوع وابستگی ایجادشده را نیز تعیین می‌کند، گفت: برخی مواد مخدر وابستگی جسمانی و روانی ایجاد می‌کنند و همین وابستگی سبب می‌شود فرد نتواند مصرف مواد را کنار بگذارد.

روح‌اله سید مهدوی اقدم اظهار کرد: در وابستگی جسمانی، فرد برای فرار از دردهای جسمی قادر به ترک مواد نیست و نمی‌تواند عزم جدی برای ترک داشته باشد. در وابستگی روانی نیز افراد برای تجربه احساس شادی، سرخوشی و لذت دوباره، وارد چرخه مصرف مواد می‌شوند و ادامه مصرف را تجربه می‌کنند.

وی با اشاره به باورهای نادرستی که زمینه‌ساز گرایش نوجوانان و جوانان به اعتیاد است، افزود: نخستین باور غلطی که دروازه ورود به مصرف مواد، به‌ویژه ماده مخدر گُل را برای بسیاری از افراد باز نگه داشته، این تصور است که «اولین پُک» یا «مصرف تفریحی» اعتیادآور نیست، در حالی که این باور هیچ پایه علمی ندارد.

این روانشناس با بیان اینکه مصرف گُل می‌تواند به پارانوئید شدید منجر شود، گفت: از مهم‌ترین عوارض روانی این ماده، ایجاد هذیان و توهم است؛ به‌گونه‌ای که فرد نسبت به اطرافیان خود دچار شک و بدبینی می‌شود.

وی یکی از نشانه‌های جسمانی مصرف گُل را افزایش بیش از حد اشتها عنوان کرد و ادامه داد: مصرف این ماده مخدر می‌تواند سایکوز و ناهوشیاری نسبت به محیط را در فرد ایجاد کند و همچنین فرد دچار کندی روانی و حرکتی یا حالت دلیریوم شود.

مهدوی اقدم با اشاره به مسمومیت ناشی از مصرف مواد مخدر اظهار کرد: مسمومیت در اثر مصرف بیش از اندازه مواد ایجاد می‌شود. به عنوان نمونه، مسمومیت ناشی از مصرف گُل و حشیش باعث اختلال در عملکردهای شناختی فرد می‌شود و در مصرف الکل نیز حافظه افراد دچار آسیب خواهد شد.

وی افزود: یکی از علائم مسمومیت با مواد، آشفتگی و پریشانی نسبت به زمان و محیط پیرامون است که در اثر زیاده‌روی در مصرف ایجاد می‌شود.

این دکترای روانشناسی عوارض مصرف مواد مخدر را در سه دسته جسمانی، روانشناختی و اجتماعی تقسیم‌بندی کرد و گفت: خوردن بیش از حد مواد غذایی و قرمزی چشم از علائم جسمانی، فقدان انگیزه از علائم روانشناختی و افزایش رفتارهای پرخاشگرانه از پیامدهای اجتماعی مصرف مواد مخدر به شمار می‌رود.

در برخی خانواده‌ها، قبح مصرف مواد از بین رفته است

وی با تأکید بر اینکه اعتیاد و سایر آسیب‌های اجتماعی تک‌عاملی نیستند، اظهار کرد: ارزش‌های خانوادگی و باورهای مذهبی در بسیاری از خانواده‌ها به عنوان سپری محافظ در برابر گرایش به مصرف مواد عمل می‌کنند، اما در مقابل، در برخی خانواده‌ها و فرهنگ‌ها قبح مصرف مواد از بین رفته و این موضوع زمینه گرایش افراد به اعتیاد را افزایش می‌دهد.

مهدوی اقدم با اشاره به نقش جامعه در پیشگیری از اعتیاد گفت: اگر جامعه امکان انتخاب تفریحات سالم را برای اعضای خود گسترش دهد، میزان گرایش به مصرف مواد مخدر تا حد زیادی کاهش خواهد یافت.

وی عامل وراثت را نیز از دیگر عوامل مؤثر در گرایش به اعتیاد دانست و افزود: برخی افراد از نظر ژنتیکی آمادگی بیشتری برای وابستگی به مواد دارند.

این روانشناس با تأکید بر نقش والدین در پیشگیری از اعتیاد اظهار کرد: خانواده‌ها باید فرزندان خود را از محیط‌های آسیب‌زا دور نگه دارند و نظارت والدین همراه با عطوفت، محبت و صمیمیت می‌تواند نوجوانان و جوانان را از چرخه اعتیاد دور نگه دارد.

وی ادامه داد: ورزش، مسافرت، حرفه‌آموزی و مهارت‌آموزی از جمله اقداماتی است که والدین با فراهم کردن آن‌ها می‌توانند فرزندان خود را در برابر اعتیاد مصون‌تر کنند.

مهدوی اقدم آموزش مهارت‌های زندگی را یکی از مهم‌ترین راهکارهای پیشگیری از اعتیاد دانست و گفت: والدین باید مهارت «نه گفتن» را که یکی از مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی است به فرزندان خود آموزش دهند.

وی با اشاره به مهارت «حل مسئله» نیز افزود: نوجوانان و جوانان باید بیاموزند که در مواجهه با بحران‌های زندگی چگونه مسائل خود را به شیوه‌ای صحیح و منطقی حل کنند و مناسب‌ترین راهکار را برای عبور از مشکلات انتخاب کنند.

درمان اعتیاد نیازمند زمان و تغییر نگرش است

این روانشناس با بیان اینکه باید نگرش جامعه نسبت به درمان اعتیاد اصلاح شود، اظهار کرد: برخی افراد یا حتی برخی فعالان حوزه درمان اعتیاد تصور می‌کنند با تجویز دارو می‌توان در مدت چند روز یا چند ماه تمام عوارض ناشی از مصرف مواد را از بین برد، در حالی که این نگرش صحیح نیست و اعتیاد معضلی ریشه‌دار است که درمان آن نیز باید به صورت ریشه‌ای و در یک فرآیند زمان‌بر انجام شود.

وی با اشاره به درمان نگه‌دارنده با متادون در برخی انواع اعتیاد گفت: این روش یکی از مؤثرترین شیوه‌های درمان است که در کنار درمان‌های روانشناختی انجام می‌شود. در این روش، به جای مصرف مواد مخدر غیرمجاز، از داروهای مورد تأیید و غیرتزریقی استفاده می‌شود تا عوارض جسمانی و روانی مصرف مواد به مرور زمان کاهش یابد.

مهدوی اقدم افزود: استفاده از این داروها علاوه بر کاهش عوارض جسمانی مصرف مواد، از انتقال بیماری‌هایی مانند هپاتیت و HIV که از طریق تزریق منتقل می‌شوند نیز جلوگیری می‌کند.

درمان نگه‌دارنده،‌ روشی مؤثر در کاهش آسیب‌های اعتیاد

وی با اشاره به مزیت دیگر درمان نگه‌دارنده اظهار کرد: تمامی مواد مخدر نیمه‌عمر مشخصی در بدن دارند و پس از پایان نیمه‌عمر، فرد دچار علائم مصرف مجدد می‌شود، اما داروهای نگه‌دارنده به دلیل نیمه‌عمر طولانی‌تر، باعث می‌شوند فرد مدت بیشتری در وضعیت طبیعی باقی بماند و عوارض روانی و جسمانی مصرف مواد نیز کاهش یابد.

این روانشناس خاطرنشان کرد: داروهای نگه‌دارنده بر اساس نوع ماده مصرفی، سابقه مصرف و شرایط بیمار، توسط پزشک و با دُز مناسب تجویز می‌شوند.

وی با اشاره به درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) به عنوان یکی دیگر از روش‌های مؤثر درمان اعتیاد گفت: این روش نوعی درمان روانشناختی است که با هدف اصلاح افکار ناکارآمدی که زمینه بازگشت فرد به مصرف مواد را فراهم می‌کنند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

مهدوی اقدم تصریح کرد: افکاری مانند «با یک بار مصرف معتاد نمی‌شوم» یا «هر وقت بخواهم می‌توانم ترک کنم» از جمله باورهای نادرستی هستند که احتمال بازگشت فرد به چرخه اعتیاد را افزایش می‌دهند.

وی افزود: در درمان شناختی ـ رفتاری، مهارت مقابله با اضطراب، فعال‌سازی رفتاری، درمان گروهی و شیوه صحیح مواجهه با موقعیت‌هایی مانند تعارف مواد، خشم، استرس و اضطراب به فرد آموزش داده می‌شود تا بتواند در شرایط پرخطر، واکنش مناسب و سالمی از خود نشان دهد.

 

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *