تاریخ انتشار: ۱۴۰۱/۱۰/۲۰ - ساعت ۲۱:۳۰ کدخبر: 43814 comment-2 Created with Sketch Beta. نظرات (0)

هنر عاشیقی، میراثی به قدمت تاریخ/ راویان هبوط و معراج انسان

در سال‌های اخیر نگاهی نو به هنر عاشیقی و تلفیق آن با برخی از سازهای ایرانی و خارجی، بار دیگر هنر عاشیقی را در کانون توجهات قرار داده و بر رونق آن افزوده است.

گروه فرهنگ و هنر آذرانجمن/ جهانبخش احمدیان: ساز بر دوش و سینه مالامال درد از وطن می‌گویند. از عشق، زندگی، حریت و آزادگی، اخلاق و معرفت که نسل اندر نسل میراثدار آن بوده‌ و بدون هیگونه چشمداشتی، مضراب بر تارهای سیمی زده و نوای محبت می‌نوازند. از عاشقانه‌های اصلی و کرم می‌گویند؛ از دلدادگی عباس به گل‌قیز، حماسه‌های کوراوغلو و از هجر آن عاشق قاچاق نبی، از هبوط آدم تا  معراج محمد(ص) و از علی، آن مراد آزاده‌های جهان. عاشیق‌ها میراث‌داران فرهنگ و هویت آذربایجان هستند که ساز ناکوک زمانه نیز آنها را از ادامه راه میراث‌داری بازنداشته است.

تا دو دهه پیش عاشیق‌ها پای ثابت عروسی  و محافل جشن و سرور مردم به خصوص در خطه شمال‌غرب بودند. کودکی ما با هنرنمایی عاشیق‌ها در مراسمات عقد و عروسی عجین شده بود. شاید آن زمان نگاه ما به این هنر تنها سرگرمی بود و به صورت علمی کنکاشی در این حوزه صورت نگرفته بود، ولی امروز تحقیق  و پژوهش‌های صورت گرفته نشان می‌دهد که پشت هر صحبت و حرکت عاشیق‌ها فلسفه‌ای نهفته است.

Advertise

عاشق معراج‌نامه حضرت محمد(ص) و شرح شجاعت حضرت علی(ع) در جنگ‌های صدر اسلام بودیم. یعنی مجالس عاشیقی با این مضامین آغاز می‌شد و در ادامه داستان‌ها و مارش‌های حماسی کوراوغلو و قاچاق نبی گرمابخش مجلس می‌ شد.   شور وحرارتی که عاشیق ها در بیان این مضامین داشتند، وصف‌ناشدنی بود:

شاعیرلر قولو ایله، عارف عاقل پیغمبر نه گؤزل معراجا گئتدی

جمع ائیله‌دی اوتوز آلتی ایله اون یئددی، خسته کؤنلوم او یوللاررا بلددی

شیعه مذهبینده اصول دین بئش دی، غافل اولان هرکس گؤرمز بهشتی

حق دن پیغمبره ندا یئتیشدی، حبیبیم نعلینین عرشه زینت‌دی

و یا :

هانی منیم قوچ کوراوغلوم، گله گیره  بو مئیدانا، چکنده میصری قیلینجی، قبضهه‌سی قانا بویانا

در کنار این مضامین، نباید از طنز و استندآپ عاشیق‌ها که گاها همراه با رقص پا و زبان بدن صورت می‌گرفت، به سادگی گذشت. عرفان، مذهب، طرز زندگی، اخلاق، آداب معاشرت و ده‌ها مضامین دیگر، درون‌مایه اشعار و ادبیات عاشیقی بودند که در قالب‌های مختلف شعری بیان می‌شدند.

کم‌توجهی به هنرمندان و هنر عاشیق در دو دهه گذشته، به خصوص از سوی رسانه ملی موجب افول این هنر به‌ویژه در بین نسل جوان شده و جای آن را انواع و اقسام سازهای غربی و گاها موسیقی‌های مبتذل گرفت. به عبارتی دیگر داشته‌های فرهنگی و تاریخی خود را به بهانه‌های بنی‌اسرائیلی کنار زدیم و به یکباره شاهد نفوذ موسیقی مبتذل زیرزمینی شدیم و انگار هنوز هم قصدی برای احیا موسیقی سنتی و اصیل خود نداریم و تنها کارمان گلایه از گرایش جوانان به موسیقی‌های غربی و گاها مبتذل است.

در اثر این بی‌توجهی و عدم سرمایه‌گذاریی مناسب بر روی  سرمایه معنوی و فرهنگی چند هزار ساله و مشترک بین چند ده میلیون ایرانی، هنرمندان هنر عاشیقی گوشه‌نشین و منزوی شدند، اما هنر عاشیقی را که سینه به سینه از آبا و اجداد خود به ارث برده‌اند، حفظ کردند.

در سال‌های اخیر نگاهی نو به هنر عاشیقی و تلفیق آن با برخی از سازهای ایرانی و خارجی، بار دیگر هنر عاشیقی را در  کانون توجهات قرار داده و بر رونق آن افزوده است. این اقدام البته از سوی فعالین این عرصه اتفاق افتاده و کمتر نهاد دولتی در آن نقش داشته است.

برای بررسی زوایای پیدا و پنها هنر عاشیقی و رمز ماندگاری آن با پژوهشگر صنعت عاشیقی و دکترای ادبیات شفاهی، استاد محمد عبادی به گفتگو نشستیم.

محمد عبادی با تخلص (آلیشیق) رئیس انجمن فرهنگی  هنری عاشیقلار آذربایجان‌شرقی و  دکترای ادبیات شفاهی آذربایجان، ده‌ها جلد کتاب شامل تألیف، گردآوری، تحقیق و ترجمه دارد که در حوزه ادبیات شفاهی آذبایجان، شعر و داستان عاشیقی، چاپ شده است.

وی کارشناس و مجری رادیو و تلویزیون در حوزه ادبیات عاشیقی و برگزار کننده ده‌ها کنگره عاشیقی از جمله کنگره بین‌المللی عاشیقلار همنوای پیامبر مهربانی(ص) بود.

هنر عاشیقی قدمتی ۷ هزارساله دارد

شاید اطلاع دقیقی از تاریخچه ساز و موسیقی عاشیقی وجود نداشته باشد و عنوان کلی ساز سنتی آذربایجان به این هنر اطلاق می‌شود ولی باید مشخص شود که این عنوان سنتی از چه زمانی آغاز شده است.

محمدعبادی در این باره می‌گوید: هنر عاشیقی مطابق اسناد به دست آمده داری تاریخی ۷ هزار ساله است که از دوران عیلامی‌ها و سومری‌های آثاری در موزه‌های لوور فرانسه، شیکاگو آمریکا و موزه ایران باستان در تهران  وجود دارد. هنر عاشیقی به سه دوره تاریخی تقسیم می‌شود. دوره قام شامانلیق، دوره اوزانلیق و دوره عاشیقلیق دوره‌های تاریخی این هنر دیرین آذربایجان است.

وی ادامه می‌دهد: مهمترین دوره این هنر، دوره عاشیقلیق است که از ۷۰۰ سال قبل آغاز شده و از ۵۰۰ قبل به ثبت رسیده و به عنوان موسیقی خلق حفظ شده است.

۳۰ درصد هنر عاشیقی موسیقی است

در اجرای اکثر عاشیق‌ها شاهد برخی حرکات موزون، داستان‌سرایی و حتی زبان بدن هستیم که به نظر می‌رسد فراتر از موسیقی است.

رئیس انجمن فرهنگی هنری عاشیقلار آذربایجان‌شرقی معتقد است مردم هنر عاشیقی را فقط موسیقی می‌دانند، چون آلت موسیقیایی دست عاشیق‌ها وجود دارد، در حالی که موسیقی تنها ۳۰ درصد صنعت عاشیقی است و ۷۰ درصد آن علاوه بر موسیقی است که برای اولین بار روی این موضوع تحقیق کرده‌ایم.

وی می‌گوید: ببینید ۱۷ هنر در طول تاریخ در صنعت عاشیقی وجود داشته است که ۶ هنر آن از بین رفته و یا به هنری دیگر تبدیل شده است. به عنوان مثال سازبندی یا همان ساخت ساز که در قدیم توسط عاشیق‌ها انجام می‌گرفت و امروز نیازی به این کار نیست و لزوما هر عاشیقی سازنده ساز نیست. یا رقص و حرکات موزون که از هزاران سال پیش در صنعت عاشیقی وجود داشته و امروز رشته‌ای دانشگاهی شده است و یا هنر (اوتاجی) یعنی کسی که طب سنتی بلد است و به بواسطه گشت و گذار در بین روستا ها و شهرها با گیاهان دارویی آشنا بوده، ولی امروزبه عنوان طب سنتی مطرح بوده است.

عبادی ادامه می‌دهد: یازده هنر کم و بیش در صنعت عاشیقی خودنمایی می‌کنند  که خود شامل سه بخش ادبیات عاشیقی، استندآپ و هنر تئاتر و موسیقی است.

عاشیق‌ها شاعر، داستانسرا، راوی و نقال، دیکلماتور و مجری بودند که مربوط به حوزه ادبیات عاشیقی است.

اجرای استندآپ که در تعریف داستان‌ها خواسته و ناخواسته نمایشی اجرا می‌کنند، و درکنار آن کارگردانی و بازیگری نیز دارند که مربوط به حوزه تئاتر است.

و نهایتا سومین بخش ازهنر موسیقی است که زیاد بهچشم می‌یاد، در این حوزه نیز عاشیق‌ها آهنگسازی، نوازندگی وخوانندگی می‌کنند. این بخش نمود بیشتری در صنعت عاشیقی دارد.

وی تأکید دارد که مردم باید بدانند که هنر عاشیقی تنها موسیقی نیست و هنری مرکب است. دلیل تعداد کم عاشیق این است که باید تمام این هنرها را بلد باشد و این هنر تنها ساز و آواز نیست. عظمت موسیقی عاشیقی این است که تمام این هنرها در یک نفر تجلی می‌یابد.

اطلاق موسیقی محلی به هنر عاشیقی جفا درحق  این هنر است/ هنر عاشیقی موسیقی ملی ایران

عظمت و گستردگی هنر عاشیقی و جریان آن در بیشتر استان‌های کشور، خود به خود صفت محلی را از این هنر دور می‌سازد و به نوعی اطلاق موسیقی محلی به هنر عاشیقی، توصیفی ناهمگون است.

کارشناس ادبیات عاشیقی در این مورد نیز معتقد است: اطلاق موسیقی محلی به هنر عاشیقی، جفا در حق این هنر است. این کار دو دلیل می تواند داشته باشد، عدم آشنایی و آگاهی با هنر عاشیقی که اکثرا اینطور است و یا شیطنت عمدی در راستای تحقیر و کوچک‌شماری این هنر که میخواهند آن را محدود به یک استان یا چند شهر کنند. موسیقی محلی محدود به یک استان و یا یک جمعیت است، در حالی که هنر عاشیقی از قدیم‌الایام در بیشتر استان‌های کشور به حیات خود ادامه داده است. شاید در برهه‌ای از زمان ضعیف شده، ولی هنوز رگه‌هایی از این هنر را در شمال شرق و استان‌های مرکزی ایران می‌شود مشاهده کرد.

وی اضافه می‌کند: در استان‌های شمال‌غرب همچون آذربایجان‌شرقی، حوزه های تبریز- قره‌داغ، هشترود مراغه و شبستر کانون‌های هنر موسیقی عاشیقی هستند و در استان آذربایجان‌غربی اورمیه- خوی، سولدوز و کانون عاشیقی قاراپاپاق، اردبیل، زنجان طارم، قزوین، تهران و شهرهای اطراف و حتی استان‌های مرکزی همچون قم، ساوه، اراک، همدان و شهرستان‌های آنها سبک‌های مخصوص خود را داشته و کانون موسیقی عاشیقی هستند. چؤگور نام ساز هنر عاشیقی در استان‌های مرکزی است که ساختار یکسانی با قوپوز و ساز عاشیقی آذربایجان دارد.

عبادی ادامه می‌دهد: فراتر از آن، در جنوب‌غرب کشور قشقایی  و ترکهای جنوب غرب سبک و سیاق عاشیقی خود را دارند و در شمال شرق، استان های گلستان و خراسان شمالی که عاشیق‌های ترکمن ادبیات یکسانی با ادبیات عاشیقی آذربایجان دارند و حتی در خراسان رضوی ترک‌های خراسان شعر و ادبیات عاشیقی مخصوص خود را دارند. هنر و موسیقی عاشیقی در بیش از نصف ایران در جریان بوده و اطلاق واژه محلی به این هنر جفا در حق آن است.

وی معتقد است: صد در صد این موسیقی ملی بوده و حتی می‌توان آن فراملی نامید. در بسیاری از کشورهای منطقه نیز این موسیقی به حیات خود ادامه داده است. آذربایجان، ترکیه، زاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، جمهوری های خودمختار روسیه، مناطقی هستند که موسیقی عاشیقی نیز با اندکی تفاوت در این کشورها درجریان است.

ضبط یک‌هزار آهنگ عاشیقی بدون تکرار

داستانسرایی از گذشته‌های دور به عنوان یک هنر در موسیقی عاشیقی مطرح است و اینکه هر استان  و کانون موسیقی عاشیقی داستان مخصوص خود را داشته و در حال حاضر متأسفانه این هنر جایگاه خود را از دست داده است.

رئیس  انجمن فرهنگی هنری عاشیقلار آذربایجان‌شرقی در این حوزه نیز معتد است: در ادبیات عاشیقی صدها داستان وجود دارد که هر داستان شاید ۴۰ یا ۵۰ روایت داشته باشد. به عنوان مثال داستان اصلی کردم ۴۰ روایت دارد و داستان کوراوغلو ۵۵ شاخه و هر شاخه چند روایت شفاهی دارد. یا داستان شکاری که در ادبیات ترک بزرگترین داستان منظوم و منثور است، دارای روایت های زیادی است.

در حوزه داستان، علاوه بر درون‌مایه حماسی، داسان عاشقانه وداسان های مبتنی برای معیشت مردم و دیگر داستان ها نیز وجود دارد.

شاهکارهای بزرگی که محصول یک نفر نبوده و در گذر زمان و به دست اساتید نام تکمیل شده‌اند.

بیش از ۲۰۰ فرم و قالب شعری در ادبیات عاشیقی داریم. صنعت‌های بدیع کم‌نظیر و بی‌نظیر ریتم‌های خارق‌العاده و ضرباهنگ‌های متفاوت ویژگی‌های مهم موسیقی عاشیق است.

با تلاش علی پولاد، بیش از یک‌ هزار آهنگ(هاوا) عاشیقی بدون تکرار در حوزه موسیقی عاشیقی ایران، آذربایجان و ترکیه ضبط و ثبت شده است. بیش از صد ساعت موسیقی عاشیقی بدون تکرار داریم که از لحاظ کمیت و کیفیت در کمتر جامعه‌ای می توان نظیر آن را یافت.

ادبیات عاشیقی سرشار از مضامین عرفانی، عشق و حماسه است/ دده‌قورقود اولین مسلمان آذربایجان

ادبیات عاشیقی سرشار از مفاهیم عرفانی، عشق، حماسه، طرز زندگی و معیشت مردم در گذشته و حال است. به عبارتی دیگر غنای ادبیات عاشیقی قابل مقایسه با دیگر سبک های موسیقی و ادبیات نبوده و همواره به عنوان ادبیاتی فاخر عرضه شده است.

محمد عبادی در این بار نیز می‌گوید: غنای موسیقی عاشیقی انکارناپذیر است. در حوزه عرفان در سه دوره عاشیقی که در بالا ذکر شد، موسیقی عاشیقی توأم با عرفان بوده و این اواخر درخانقاه ها، جمخانه ها و تکیه هاموسیقی عاشیقی رواج داشته است. علاوه بر عرفان، ادبیات حماسی در موسیقی عاشیقی نمود بیشتری دارد. در جنگهای تاریخی عاشیق‌ها و اوزان‌ها در  صف اول  بوده و با آهنهای حماسی لشگریان را بر علیه دشمن تشویق می کردند.

وی ادامه می‌دهد: از نظر اخلاقی نیز درموسیقی عاشیقی ما شاهد آموزه‌های دینی، اجتماعی و شرعی هستیم و امروز نیز این موضوع در موسیقی عاشیق در جریان است.

مطابق اسناد بدست آمده در دوره اوزان  موسیقی عاشیقی، دده‌قورقود به حضور پیامبر (ص) رسیده  و اسلام آورده بود و به عنوان اولین مسلمان  در آذرابایجان به تبلیغ این دسن پرداخته است. منشأ و خاستگاه موسیقی عاشیقی از دوران قدیم آذربایجان و به‌خصوص قره‌داغ است

ضرورتی به نام تشکیل رشته دانشگاهی ادبیات عاشیقی 

به نظر می‌رسد موسیقی عاشیقی با این قدمت و عظمت و خلق آثار بی بدیل هنری در عرصه‌های مختلف ملی و بین‌المللی، هنوز نتوانسته است مسئولین امر فرهنگی در کشور و یا حتی استان را برای حمایت جدی از این هنر مجاب کند. حفظ و اشاعه هنر عاشیقی  به عنوان داشته‌ای فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی غرب ضرورتی انکارناپذیر است.

رئیس انجمن فرهنگی هنری عاشیقلار آذربایجان‌شرقی در این باره معتقد است: ما انجمن فرهنگی هنری عاشیقلار را تأسیس کرده و تا به امروز با کمک خود عاشیق‌ها توانسته ایم انجمن را سرپا نگه داشته و کنگره هایی نیز برگزار کنیم. ریالی ازطرف دولت درآمد و بودجه نداشته ولی خواستار حمایت جدی بخش‌های دولتی از موسیقی عاشیقی هستیم.

عبادی در پایان سخنان خود خاطرنشان می‌سازد: اگر می خواهیم در برابر تهاجم فرهنگی غرب ایستادگی کنیم، باید روی داشته های معنوی خود سرمایه‌گذاری کنیم. موسیقی عاشیقی فرصت بزرگی برای مقابله با هنرهای غیربومی است که بر فرهنگ ما سیطره دارند. خاستگاه موسیقی عاشیقی تبریز و قره داغ است و باید به نام تبریز ثبت شود. در کنار این موضوع پیشنهاد می کنیم رشته مخصوص دانشگاهی برای موسیقی عاشیقی ایجاد شود که به صورت علمی وآکادمیک مباحث این حوزه بررسی و تدریس شود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *