ولنتاین آذربایجان سونای نام دارد
در حالی که ولنتاین بهعنوان یک مناسبت جهانی با نمادهای تجاری و پیامهای کوتاه عاشقانه شناخته میشود، سونای آذربایجان ریشه در اسطورهها، روایتهای فولکلور و تقویم طبیعی این سرزمین دارد. مقایسهی این دو آیین نشان میدهد که عشق در هر فرهنگ چگونه از مسیرهای متفاوتی معنا میشود.
به گزارش آذرانجمن، در روزگاری که ولنتاین با موجی از قلبهای قرمز، هدیههای آماده و نمادهای تجاری، مرزهای فرهنگی را یکییکی پشت سر میگذارد، در آذربایجان آیینی وجود دارد که نهتنها تسلیم این جریان جهانی نشده، بلکه با روایتهای عمیق، اسطورهای و ریشهدار خود، معنای دیگری از عشق را زنده نگه داشته است. «سونای» برای مردم آذربایجان فقط یک مناسبت نیست؛ یک حافظه جمعی است که عشق را در قالبی متفاوت تعریف میکند؛ قالبی که نه از دل بازار جهانی، بلکه از دل تاریخ، فولکلور، موسیقی و اسطورههای این سرزمین بیرون آمده است.
هر سال با نزدیک شدن به ولنتاین، خیابانها و شبکههای اجتماعی پر میشود از نمادهای جهانی عشق؛ قلبهای قرمز، گلهای رز، جعبههای شکلات و پیامهای کوتاه عاشقانه. اما درست در همین روزها، نام یک آیین قدیمی دوباره بر سر زبانها میافتد: سونای آذربایجان؛ آیینی که بسیاری آن را «ولنتاین آذربایجان» مینامند، اما حقیقتاً چیزی فراتر از یک روز عاشقانه است.
سونای یا «سون آی» در فولکلور آذربایجان به آخرین شبهای مهتابی تابستان گفته میشود؛ شبی که ماه کامل میشود و روز و شب در نقطه اعتدال پاییزی به تعادل میرسند. در باور اسطورهای مردم، ماه و خورشید عاشقان ابدیاند؛ دو دلدادهای که هرگز به هم نمیرسند، اما هر سال در این شب خاص، برای لحظهای کوتاه در یک خط قرار میگیرند. این دیدار کوتاه، استعارهای از عشقی است که پایان ندارد؛ عشقی شبیه روایتهای اصلی–کرم، کوراوغلو و دیگر داستانهای فولکلور آذربایجان که در آن عشق حتی با سوختن هم تمام نمیشود.
این شب، در فرهنگ آذربایجان تنها یک پدیده نجومی نیست؛ یک نماد فرهنگی است. سونای یادآور عشقی است که در آن صبر، وفاداری و دلدادگی معنا دارد. عشقی که در بایاتیها، در قصههای شبنشینیها، در آوازهای عاشیقها و در حافظه جمعی مردم این سرزمین جریان دارد. سونای یک «روز» نیست؛ یک «روایت» است. روایتی که نسلها آن را حفظ کردهاند، حتی اگر در سالهای اخیر کمرنگتر شده باشد.
اما پرسش مهم اینجاست: چرا آیینی با این عمق و زیبایی، کمتر شناخته شده است؟ پاسخ را باید در فقدان آگاهی و ضعف رسانهای داخلی جستوجو کرد. در کدام برنامه تلویزیونی درباره سونای صحبت شده؟ کدام نشریه آن را معرفی کرده؟ چند پدر و مادر این آیین را برای فرزندانشان توضیح دادهاند؟
در حالی که کشورهای دارای تمدنهای کهن از ژاپن گرفته تا هند روز عشق بومی خود را دارند و هر سال آن را گرامی میدارند، ما در بسیاری از موارد از داشتههای خود بیخبریم. قدرت رسانهای غرب قابلانکار نیست، اما قدرت اصلی آنها در جایی نهفته است که ما از پتانسیلهای فرهنگی خود استفاده نمیکنیم.
سونای، برخلاف تصور، فقط یک آیین عاشقانه نیست؛ یک تقویم فرهنگی است. در گذشته، پس از سونای تا شروع بهار، خواستگاریها، نامزدیها و عروسیها در روستاهای آذربایجان انجام میشد. این شب، آغاز فصل عشق و پیوند بود. جوانان روستا با صدایی خاص که به «آواوا» مشهور بود، مردم را برای بازیها و مراسم جمع میکردند. سونای، هم جشن برداشت محصول بود، هم جشن عشق، هم جشن ماه کامل.
در این شب، ماه و خورشید در زاویه ۱۸۰ درجه قرار میگیرند و هنگام غروب دقیقاً بر روی یک خط دیده میشوند. این همخطی کوتاه، در ذهن مردم آذربایجان به یک عشق ابدی تشبیه شده است؛ عشقی که هرگز به وصال نمیرسد، اما هرگز هم خاموش نمیشود. این تصویر، یکی از زیباترین استعارههای عاشقانه در فرهنگ آذربایجان است؛ استعارهای که در داستانهای فولکلور، در موسیقی عاشیقی و در ادبیات شفاهی مردم تکرار شده است.
در مقابل، ولنتاین هرچند جهانی و پرطرفدار، بیشتر یک مناسبت وارداتی است. جذابیتش سریع است، نمادهایش آمادهاند و پیامش ساده: «احساساتت را امروز ابراز کن». اما همین سادگی باعث شده عمق فرهنگی آن محدود بماند. ولنتاین تجربهای مشترک است، اما هویتساز نیست. در ولنتاین، عشق بیشتر یک «اتفاق» است؛ در سونا، یک «مسیر».
با این حال، سونای نهتنها قابلیت رقابت با ولنتاین را دارد، بلکه میتواند بهعنوان یک جایگزین فرهنگی قدرتمند مطرح شود. همان کارهایی که در ولنتاین انجام میشود هدیه دادن، جشن گرفتن، ابراز عشق میتواند در سونای نیز انجام شود، اما با رنگ و بوی بومی. هدیههایی با نماد ماه کامل، صنایع دستی محلی، کتاب، گل یا هر چیزی که یادآور این شب باشد، میتواند سونای را دوباره به زندگی مردم برگرداند.
در سالهای اخیر، توجه دوباره به سونای نشان داده که مردم آذربایجان هنوز به دنبال آیینهایی هستند که با روح و تاریخشان سازگار باشد. جوانان این منطقه، حتی در میان موج جهانی ولنتاین، به دنبال چیزی میگردند که «مال خودشان» باشد؛ چیزی که در آن عشق فقط یک احساس لحظهای نباشد، بلکه بخشی از هویتشان را بازتاب دهد.
در نهایت سونای نهتنها عشق را روایت میکند، بلکه زبان، موسیقی، ادبیات و هویت محلی را نیز زنده نگه میدارد. این آیین، یک نقطه مقاومت فرهنگی است؛ مقاومتی در برابر یکسانسازی جهانی که بسیاری از سنتها را کمرنگ کرده است.

نسیم ادیب
نظرات